برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - «من» و «سلوى» چيست؟
چهل ساله نياز به مواد غذايى كافى دارند، اين مشكل را نيز خداوند براى آنها حل كرد چنانكه در دنباله همين آيه مىفرمايد: «ما من و سلوى را (كه غذايى لذيذ و نيروبخش بود) بر شما نازل كرديم» (وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى).
«از اين خوراكهاى پاكيزهاى كه به شما روزى داديم بخوريد «و از فرمان خدا سرپيچى نكنيد و شكر نعمتش را بگذاريد» (كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ).
ولى باز هم آنها از در سپاسگزارى وارد نشدند «آنها به ما ظلم و ستم نكردند بلكه تنها به خويشتن ستم مىكردند» (وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ).
«من» و «سلوى» چيست؟
بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه «من» يك نوع عسل طبيعى بوده كه بنى اسرائيل در طول حركت خود در آن بيابان به مخازنى از آن مىرسيدند، چرا كه در حواشى بيابان تيه، كوهستانها و سنگلاخهايى وجود داشته كه نمونههاى فراوانى از عسل طبيعى در آن به چشم مىخورده است.
اين تفسير به وسيله تفسيرى كه بر عهدين (تورات و انجيل) نوشته شده تأييد مىشود آنجا كه مىخوانيم: «اراضى مقدّسه به كثرت انواع گلها و شكوفهها معروف است، و بدين لحاظ است كه جماعت زنبوران همواره در شكاف سنگها و شاخ درختان و خانههاى مردم مىنشينند، بطورى كه فقيرترين مردم عسل را مىتوانند خورد» [١].
در مورد «سلوى» بعضى مفسران آن را يك نوع پرنده دانستهاند، كه از اطراف بطور فراوان در آن سرزمين مىآمده، در تفسيرى كه بعضى از مسيحيان به عهدين نوشتهاند تأييد اين نظريّه را مىبينيم آنجا كه مىگويد:
بدان كه «سلوى» از آفريقا بطور زياد حركت كرده به شمال مىروند كه در جزيره كاپرى، ١٦ هزار از آنها را در يك فصل صيد نمودند ... اين مرغ از راه درياى قلزم آمده، خليج عقبه و سوئز را قطع نموده، در شبه جزيره سينا داخل مىشود، و از كثرت تعب و زحمتى كه در بين راه كشيده است به آسانى با دست گرفته
[١] قاموس كتاب مقدّس، ص ٦١٢.