برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - گناه عظيم و توبه بىسابقه
(آيه ٥٦)- موسى از اين ماجرا سخت ناراحت شد، چرا كه از بين رفتن هفتاد نفر از سران بنى اسرائيل در اين ماجرا بهانه بسيار مهمّى به دست ماجرا جويان بنى اسرائيل مىداد كه زندگى را بر او تيره و تار كند، لذا از خدا تقاضاى بازگشت آنها را به زندگى كرد، و اين تقاضاى او پذيرفته شد، چنانكه قرآن مىگويد: «سپس شما را بعد از مرگتان حيات نوين بخشيديم شايد شكر نعمت خدا را بجا آوريد» (ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) [١].
(آيه ٥٧)- نعمتهاى گوناگون! آن گونه كه از آيات (٢٠ تا ٢٢) سوره مائده بر مىآيد پس از آن كه بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان نجات يافتند، خداوند به آنها فرمان داد كه به سوى سرزمين مقدّس فلسطين حركت كنند و در آن وارد شوند، اما بنى اسرائيل زير بار اين فرمان نرفتند و گفتند: تا ستمكاران (قوم عمالقه) از آنجا بيرون نروند ما وارد اين سرزمين نخواهيم شد، به اين هم اكتفا نكردند، بلكه به موسى گفتند: «تو و خدايت به جنگ آنها برويد پس از آن كه پيروز شديد ما وارد خواهيم شد»! موسى از اين سخن سخت ناراحت گشت و به پيشگاه خداوند شكايت كرد.
سر انجام چنين مقرّر شد كه بنى اسرائيل مدّت چهل سال در بيابان (صحراى سينا) سرگردان بمانند.
گروهى از آنها از كار خود سخت پشيمان شدند و به درگاه خدا روى آوردند، خدا بار ديگر بنى اسرائيل را مشمول نعمتهاى خود قرار داد كه به قسمتى از آن در اين آيه اشاره مىكند: «ما ابر را بر سر شما سايبان قرار داديم» (وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ).
پيدا است مسافرى كه روز از صبح تا غروب در بيابان، در دل آفتاب، راهپيمايى مىكند از يك سايه گوارا (همچون سايه ابر كه نه فضا را بر انسان محدود مىكند و نه مانع نور و وزش نسيم است) چقدر لذّت مىبرد.
از سوى ديگر رهروان اين بيابان خشك و سوزان، آن هم براى مدت طولانى
[١] توضيح بيشتر اين سرگذشت عجيب و نكتههاى آموزنده آن را در «تفسير نمونه» ذيل آيه ١٥٥، سوره اعراف مطالعه فرماييد.