برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - زيانهاى شايعهسازى و نشر شايعات
(آيه ٩٤)
شأن نزول:
نقل شده كه: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از بازگشت از جنگ خيبر «اسامة بن زيد» را با جمعى از مسلمانان به سوى يهوديانى كه در يكى از روستاهاى «فدك» زندگى مىكردند فرستاد، تا آنها را به سوى اسلام و يا قبول شرايط ذمّه دعوت كنند.
يكى از يهوديان به نام «مرداس» كه از آمدن سپاه اسلام باخبر شده بود به استقبال مسلمانان شتافت، در حالى كه به يگانگى خدا و نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى مىداد.
اسامة بن زيد به گمان اين كه مرد يهودى از ترس جان و براى حفظ مال اظهار اسلام مىكند و در باطن مسلمان نيست به او حمله كرد و او را كشت.
هنگامى كه خبر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد، سخت از اين جريان ناراحت شد و فرمود: تو مسلمانى را كشتى، «اسامة» ناراحت شد و عرض كرد اين مرد از ترس جان و براى حفظ مالش اظهار اسلام كرد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: تو كه از درون او آگاه نبودى، چه مىدانى؟ شايد به راستى مسلمان شده است، در اين موقع آيه نازل شد.
تفسير:
در اين آيه يك دستور احتياطى براى حفظ جان افراد بيگناهى كه ممكن است مورد اتهام قرار گيرند بيان مىكند و مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه در راه جهاد گام برمىداريد، تحقيق و جستجو كنيد و به كسانى كه اظهار اسلام مىكنند نگوييد مسلمان نيستيد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً).
سپس اضافه مىكند كه «مبادا به خاطر نعمتهاى ناپايدار اين جهان افرادى را كه اظهار اسلام مىكنند متهم كرده و آنها را به عنوان يك دشمن به قتل برسانيد و اموال آنها را به غنيمت بگيريد» (تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا). «در حالى كه غنيمتهاى جاودانى و ارزنده در پيشگاه خداست» (فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ). «گر چه در گذشته چنين بوديد و در دوران جاهليت جنگهاى شما انگيزه غارتگرى داشت» (كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ). «ولى اكنون در پرتو اسلام و منّتى كه خداوند بر شما نهاده است (از آن وضع نجات يافتهايد، بنابراين به شكرانه اين نعمت بزرگ) لازم است