برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - سؤال كردن بدون حاجت حرام است
٢ و ٣- سپس براى اين كه جلب اطمينان بيشترى شود، و قرار داد از مداخلات احتمالى طرفين سالم بماند، مىافزايد: «بايد نويسندهاى از روى عدالت (سند بدهكارى را) بنويسد» (وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ).
بنابراين اين قرار داد بايد به وسيله شخص سومى تنظيم گردد و آن شخص عادل باشد.
٤- «كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد نبايد از نوشتن خوددارى كند و همانطور كه خدا به او تعليم داده است بايد بنويسد» (وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ).
يعنى به پاس اين موهبتى كه خدا به او داده نبايد از نوشتن قرار داد شانه خالى كند، بلكه بايد طرفين معامله را در اين امر مهم كمك نمايد.
٥- «و آن كس كه حق بر ذمه اوست بايد املاء كند» (وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ).
٦- «بدهكار بايد از خدا بپرهيزد و چيزى را فرو گذار نكند» (وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً).
٧- «هر گاه كسى كه حق بر ذمه اوست (بدهكار) سفيه يا (از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) و يا (به خاطر لال بودن) توانايى بر املاء كردن ندارد، بايد ولىّ او املاء كند» (فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ).
بنابراين در مورد سه طايفه، «ولى» بايد املاء كند، كسانى كه سفيهاند و نمىتوانند ضرر و نفع خويش را تشخيص دهند و امور مالى خويش را سر و سامان بخشند (هر چند ديوانه نباشند) و كسانى كه ديوانهاند يا از نظر فكرى ضعيفند و كم عقل مانند كودكان كم سن و سال و پيران فرتوت و كم هوش، و افراد گنگ و لال، و يا كسانى كه توانايى املاء كردن را ندارند هر چند گنگ نباشند.
از اين جمله احكام ديگرى نيز بطور ضمنى استفاده مىشود، از جمله ممنوع بودن تصرفات مالى سفيهان و ضعيف العقلها و همچنين جواز دخالت ولىّ در اين گونه امور.