برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٤ - ادامه سوره أنعام
اين اعمال و احكام را محكوم كرده و با «هفت تعبير مختلف» در جملههايى كوتاه اما بسيار رسا و جالب، وضع آنها را روشن مىسازد.
نخست مىگويد: «كسانى كه فرزندان خود را از روى سفاهت و جهل كشتند، زيان كردند» (قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ).
هم از نظر انسانى و اخلاقى، و هم از نظر عاطفى، و هم از نظر اجتماعى گرفتار خسارت و زيان گشتند و از همه بالاتر خسارت معنوى در جهان ديگر! هر يك از اين تعبيرهاى سهگانه به تنهايى براى معرفى زشتى عمل آنها كافى است. كدام علم و دانش اجازه مىدهد كه انسان چنين عملى را به عنوان يك سنت و يا قانون در جامعه خود بپذيرد؟! اينجاست كه به ياد گفتار ابن عباس مىافتيم كه مىگفت: اگر كسى بخواهد ميزان عقب ماندگى اقوام جاهلى را بداند آيات سوره انعام (يعنى آيات فوق) را بخواند.
سپس قرآن مىگويد: «اينان آنچه را خدا به آنان روزى داده بود و مباح و حلال ساخته بود، بر خود تحريم كردند و به خدا افترا زدند كه خدا آنها را حرام كرده است» (وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ).
در اين جمله با دو تعبير ديگر اعمال آنها محكوم شده است، زيرا آنها نعمتى را كه خدا به آنان «روزى» داده بود و حتى براى ادامه حياتشان لازم و ضرورى بود بر خود تحريم كردند و قانون خدا را زير پا گذاشتند و ديگر اين كه به خدا «افترا» بستند كه او چنين دستورى داده است، با آن كه ابدا چنين نبود.
و در پايان آيه با دو تعبير ديگر آنان را محكوم مىسازد، نخست مىگويد:
«آنها بطور مسلم گمراه شدند» (قَدْ ضَلُّوا)*.
سپس اضافه مىكند «آنها هيچ گاه در مسير هدايت نبودهاند» (وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ).
(آيه ١٤١)- يك درس بزرگ توحيد! در اين آيه به چند موضوع اشاره شده است كه هر كدام در حقيقت نتيجه ديگرى است.