برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٦ - محتواى سوره
ولى اين بيدارى، بيدارى پايدار و پابرجا نيست، و به خاطر شرايط و اوضاع خاص و رو برو شدن با مجازاتهاى عينى پديد آمده است، و لذا «اگر به فرض محال بار ديگر به اين جهان برگردند به سراغ همان كارهايى مىروند كه از آن نهى شده بودند» (وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ). بنابراين «آنها در آرزو و ادّعاى خويش صادق نيستند و دروغ مىگويند» (وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ).
(آيه ٢٩)- اين آيه دنباله سخنان مشركان لجوج و سرسخت است كه به هنگام مشاهده صحنههاى رستاخيز، آرزو مىكنند بار ديگر به دنيا بازگردند و جبران كنند، ولى قرآن مىگويد اگر اينها بازگردند نه تنها به فكر جبران نخواهند بود و به كارهاى خود ادامه «خواهند داد، بلكه اساسا رستاخيز و قيامت را هم انكار خواهند كرد، و با نهايت تعجب خواهند گفت: زندگى تنها همين زندگى دنياست و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد»! (وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ).
(آيه ٣٠)- در اين آيه قرآن به سرنوشت آنها در روز رستاخيز اشاره كرده، مىگويد: «اگر آنها را مشاهده كنى در آن هنگام كه در پيشگاه پروردگارشان ايستادهاند و به آنها گفته مىشود، آيا اين حق نيست»؟ (وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ). «آنها در پاسخ خواهند گفت: آرى، سوگند به پروردگار ما، اين حق است»! (قالُوا بَلى وَ رَبِّنا).
بار ديگر «به آنها گفته مىشود پس بچشيد مجازات را به خاطر اين كه آن را انكار مىكرديد و كفر مىورزيديد»! (قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ).
مسلما منظور از «وقوف در برابر پروردگار» اين نيست كه خداوند مكانى داشته باشد، بلكه به معنى ايستادن در برابر صحنههاى مجازات اوست- همانطور كه بعضى از مفسران گفتهاند- و يا كنايه از حضور در دادگاه الهى است، همانطور كه انسان به هنگام نماز مىگويد من در برابر خداوند ايستادهام.
(آيه ٣١)- در اين آيه اشاره به خسران و زيان منكران معاد و رستاخيز كرده مىفرمايد: «آنها كه ملاقات پروردگار را انكار كردند مسلما گرفتار زيان شدند» (قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ).