برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥ - محتواى سوره
(آيه ٢٦)- در اين آيه مىگويد آنها به اين مقدار نيز قناعت نمىكنند و علاوه بر اين كه خود گمراهند پيوسته تلاش مىكنند افراد حقطلب را با سمپاشيهاى گوناگون از پيمودن اين مسير باز دارند، لذا «آنها را از نزديك شدن به پيامبر نهى مىكنند» (وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ).
«و خودشان نيز از او فاصله مىگيرند» (وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ).
بىخبر از اين كه هر كس با حق درافتد تيشه بر ريشه خود زده و سر انجام طبق سنت آفرينش، حق با جاذبهاى كه دارد پيروز خواهد شد.
بنابراين «تلاش و فعاليت آنها به شكست خودشان منتهى خواهد شد و جز خود را هلاك نمىكنند، ولى قدرت بر درك اين حقيقت ندارند» (وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ).
(آيه ٢٧)- بيدارى زود گذر و بىاثر! در دو آيه گذشته به قسمتى از اعمال لجوجانه مشركان اشاره شد، در اين آيه و آيه بعد صحنهاى از نتايج اعمال آنها مجسم گرديده است تا بدانند چه سرنوشت شومى در پيش دارند و بيدار شوند يا لااقل وضع آنها عبرتى براى ديگران گردد! نخست مىگويد: «اگر حال آنها را به هنگامى كه در روز رستاخيز در برابر آتش دوزخ قرار گرفتهاند ببينى تصديق خواهى كرد كه به چه عاقبت دردناكى گرفتار شدهاند» (وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ).
آنها در آن حالت چنان منقلب مىشوند كه «فرياد برمىكشند اى كاش براى نجات از اين سرنوشت شوم، و جبران كارهاى زشت گذشته بار ديگر به دنيا باز مىگشتيم، و در آنجا آيات پروردگار خود را تكذيب نمىكرديم و در صف مؤمنان قرار مىگرفتيم» (فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).
(آيه ٢٨)- در اين آيه اضافه مىكند كه اين آرزوى دروغينى بيش نيست، بلكه به خاطر آن است كه در آن جهان «آنچه را از عقايد و نيات و اعمال شوم خويش مخفى مىداشتند همه براى آنها آشكار گرديده» و موقتا بيدار شدهاند (بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ).