برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - خلاصه جريان غدير
(آيه ٨١)- اين آيه راه نجات از اين برنامه غلط و نادرست را به آنها نشان مىدهد كه «اگر راستى ايمان به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده است مىداشتند هيچ گاه تن به دوستى بيگانگان و دشمنان خدا در نمىدادند و آنان را به عنوان تكيه گاه خود انتخاب نمىكردند» (وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ).
ولى متأسفانه در ميان آنها كسانى كه مطيع فرمان الهى باشند كمند «و بسيارى از آنها از دايره فرمان خدا خارج شده، راه فسق را پيش گرفتهاند» (وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ).
(آيه ٨٢)-
شأن نزول:
نخستين مهاجران اسلام! در شأن نزول سلسله آيات ٨٢ تا ٨٦- نقل كردهاند كه اين آيات در باره نجاشى زمامدار حبشه در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ياران او نازل شده است.
آنچه در باره اين موضوع نقل شده، چنين است: در سالهاى نخستين بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دعوت عمومى او، مسلمانان در اقليت شديدى قرار داشتند، قريش به قبائل عرب توصيه كرده بود كه هر كدام، افراد وابسته خود را كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورده است تحت فشار شديد قرار دهند و به اين ترتيب هر يك از مسلمانان از طرف قوم و قبيله خود سخت تحت فشار قرار داشت.
آن روز تعداد مسلمانان براى دست زدن به يك «جهاد آزاديبخش» كافى نبود، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى حفظ اين دسته كوچك، و تهيه پايگاهى براى مسلمانان در بيرون حجاز، به آنها دستور مهاجرت به حبشه داد.
يازده مرد و چهار زن از مسلمانان راه حبشه را پيش گرفتند، و اين در ماه رجب سال پنجم بعثت بود، و اين مهاجرت، مهاجرت اول نام گرفت.
چيزى نگذشت كه «جعفر بن أبو طالب» و جمعى ديگر از مسلمانان به حبشه رفتند و هسته اصلى يك جمعيت متشكل اسلامى را كه از ٨٢ نفر مرد و عدّه قابل ملاحظهاى زن و كودك تشكيل مىشد بوجود آوردند.
طرح اين مهاجرت براى بتپرستان سخت دردناك بود، و براى به هم زدن