برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤ - خلاصه جريان غدير
كه مسيح خود سر تا پا نيازهاى بشرى داشت و مالك سود و زيان خويش هم نبود تا چه رسد به اين كه مالك سود و زيان شما باشد «بگو: آيا چيزى را پرستش مىكنيد كه نه مالك زيان شماست، و نه مالك سود شما» (قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً).
و به همين دليل بارها در دست دشمنان گرفتار شد و يا دوستانش گرفتار شدند و اگر لطف خدا شامل حال او نبود هيچ گامى نمىتوانست بردارد.
و در پايان به آنها اخطار مىكند كه گمان نكنيد خداوند سخنان نارواى شما را نمىشنود و يا از درون شما آگاه نيست «خداوند هم شنواست و هم دانا» (وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).
(آيه ٧٧)- در اين آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىدهد كه به دنبال روشن شدن اشتباه اهل كتاب در زمينه غلو در باره پيامبران الهى با استدلالات روشن از آنها دعوت كند كه از اين راه رسما بازگردند و مىگويد: «بگو: اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ و تجاوز از حد نكنيد و غير از حق چيزى مگوييد» (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ).
البته غلو نصارى روشن است و اما در مورد غلو يهود كه خطاب «يا اهل الكتاب» شامل آنها نيز مىشود بعيد نيست كه اشاره به سخنى باشد كه در باره عزير پيغمبر خدا مىگفتند و او را فرزند خدا مىدانستند.
و از آنجا كه سر چشمه غلو غالبا پيروى از هوى و هوس گمراهان است، براى تكميل اين سخن مىگويد: «از هوسهاى اقوامى كه پيش از شما گمراه شدند و بسيارى را نيز گمراه كردند و از راه مستقيم منحرف گشتند، پيروى نكنيد» (وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ).
اين جمله اشاره به چيزى است كه در تاريخ مسيحيت نيز منعكس است كه مسأله تثليث و غلوّ در باره مسيح (ع) در قرون نخستين مسيحيت در ميان آنها وجود نداشت بلكه هنگامى كه بتپرستان هندى و مانند آنها به آيين مسيح پيوستند، چيزى از بقاياى آيين سابق را كه تثليث و شرك بود به مسيحيت افزودند.