برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣ - محتواى سوره
(آيه ٢١)- بزرگترين ظلم! در تعقيب برنامه كوبيدن همه جانبه «شرك و بتپرستى» در اين آيه با صراحت مىگويد: «چه كسى ستمكارتر از مشركانى است كه بر خدا دروغ بسته و شريك براى او قرار داده و يا آيات او را تكذيب نمودهاند» (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ).
در حقيقت جمله اول اشاره به انكار توحيد است، و جمله دوم اشاره به انكار نبوت، و به راستى ظلمى از اين بالاتر نمىشود كه انسان جماد، بىارزش و يا انسان ناتوانى را همتاى وجود نامحدودى قرار دهد كه بر سراسر جهان هستى حكومت مىكند.
«مسلما هيچ ستمگرى روى سعادت و رستگارى نخواهد ديد» (إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ) مخصوصا چنين ستمگرانى كه ستم آنها همه جانبه است.
(آيه ٢٢)- در اين آيه پيرامون سرنوشت مشركان در رستاخيز بحث مىشود، تا روشن گردد آنها با اتكاء به مخلوقات ضعيفى همچون بتها نه آرامشى براى خود در اين جهان فراهم ساختند و نه در جهان ديگر، مىگويد: «آن روز كه همه اينها را يكجا مبعوث مىكنيم به مشركان مىگوييم معبودهاى ساختگى شما كه آنها را شريك خدا مىپنداشتيد كجا هستند»؟ (وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ). چرا به يارى شما نمىشتابند؟ چرا هيچ گونه اثرى از قدرت نمايى آنها در اين عرصه وحشتناك ديده نمىشود؟
(آيه ٢٣)- آنها در بهت و حيرت و وحشت عجيبى فرو مىروند «سپس پاسخى در برابر اين سؤال ندارند جز اين كه سوگند ياد كنند، مىگويند به خداوندى كه پروردگار ماست قسم، ما هيچ گاه مشرك نبوديم» به گمان اين كه در آنجا نيز مىتوان حقايق را انكار كرد» (ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ).
(آيه ٢٤)- در اين آيه براى اين كه مردم از سرنوشت رسواى اين افراد عبرت گيرند مىگويد: «درست توجه كن ببين اينها كارشان به كجا مىرسد كه بكلى از روش و مسلك خويش بيزارى جسته و آن را انكار مىكنند و حتى به خودشان نيز دروغ مىگويند» (انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ). «و تمام تكيه گاههايى كه براى خود