اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - نكته
فصل پنجم: اخلاق و آزادى
در اين كه آيا اخلاق، آزادى انسان را محدود مىكند و اين محدوديّت به سود يا زيان اوست؟ بحثهاى زيادى شده است، كه به اعتقاد ما بسيارى از اين بحثها ناشى از تفسيرهاى نادرستى است كه براى معنى آزادى شده و مىشود، از جمله:
١- گاه گفته مىشود: اخلاق از آن نظر كه انسان را محدود مىكند مانع پرورش استعدادها است!
٢- و گاه گفته مىشود: اخلاق غرائز را سركوب مىنمايد تا سعادت واقعى فرد محقّق گردد، در حالى كه اگر اين غرائز لازم نبود، خدا آن را خلق نمىكرد!
٣- و گاه مىگويند: برنامههاى اخلاقى با فلسفه اصالةاللّذّة مخالف است و مىدانيم هدف آفرينش همان «لذّت» است كه انسان بايد به آن برسد!
٤- و گاه در نقطه عكس آن گفته مىشود: اساساً بشر آزاد نيست و هميشه تحت عوامل جبرى گوناگونى قرار دارد؛ بنابراين، نوبتى به توصيههاى اخلاقى نمىرسد!
٥- و بالاخره گاه مىگويند: بناى اخلاق دينى روى اطاعت فرمان خدا به خاطر ترس يا طمع است، و اينها جنبه ضدّ اخلاقى دارد!
اين سخنان ضدّ و نقيض، از يك سو نشان مىدهد كه ارزيابى صحيحى درباره اصل مفهوم آزادى نشده و از سوى ديگر، اخلاق دينى بويژه اخلاق اسلامى و پشتوانههاى آن بخوبى مورد دقّت قرار نگرفته است.