اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - فصل سيزدهم اسوهها و الگوها
در آغاز اين سوره، همه مؤمنان را مخاطب ساخته مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمنمن و دشمنخود را دوست خويش قرار ندهيد، شما نسبت به آنها اظهار محبّت مىكنيد در حالى كه آنها نسبت به آنچه بر شما نازل شده است كفر مىورزند، و رسول خدا صلى الله عليه و آله و شما را به خاطر ايمان آوردن به پروردگارتان، از شهر و ديارتان بيرون مىكنند!»
(يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ اوْلياءَ تُلْقُونَ الَيْهِمْ بَالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جائَكُمْ مِنْ الحَقِّ يُخْرِجُونَ الَّرسُولَ وَ ايَّاكُمْ انْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ)
اين نكته روشن است كه اگر هنگام تضادّ «پيوندهاى محبّت و دوستى» با «پيوندهاى اعتقادى و ارزشى» پيوند محبّت و دوستى مقدّم شمرده شود، پايههاى اعتقاد و ارزشها متزلزل مىگردد و انسان تدريجاً به سوى باطل و فساد گرايش پيدا مىكند؛ و نكته اساسى
«حُبّ فِى اللَّهِ وَ بُغْضٌّ فِى اللَّهِ»
يا به تعبير ديگر، تولّاىِ اولياء اللَّه و تبرّاىِ از اعداء اللَّه نيز همين است. (دقّت كنيد)
سپس در ادامه اين سخن (در آيه چهارم همين سوره) مسلمانان را به پيروى از ابراهيم عليه السلام و يارانش، به عنوان يك «اسوه حسنه» و «الگوى زيبا و پر ارزش» دعوت كرده، مىفرمايد: «در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند اسوه خوبى براى شما وجود داشت، در آن هنگام كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم!»
(قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إذْ قالُوا لِقَومِهِمْ انَّا بُرَآؤُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ)
اسْوَه (بر وزن لقمه) معنى مصدرى دارد؛ به معنى تأسّى نمودن و در اصل به معنى حالتى است كه از پيروى كردن ديگرى حاصل مىشود؛ به تعبيرى ديگر، به معنى اقتدا كردن و پيروى نمودن است.
و ما در فارسى معمولى امروز از آن به عنوان سرمشق گرفتن تعبير مىكنيم.
بديهى است اين امر ممكن است در كارهاى خوب باشد يا كارهاى بد؛ به همين دليل، در آيه مورد بحث تعبير به اسوه حسنه شده؛ يعنى، كار ابراهيم و يارانش سرمشق خوبى براى شما بود، چرا كه آنها پيوندهاى ظاهرى و مادّى را با قومشان به خاطر گسستن پيوندهاى توحيدى و اعتقادى قطع كردند.