اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - ذكر خدا چگونه است؟
تقوا) رهنمون گردد؛ و او نسبت به مؤمنان مهربان است!»
(يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوْا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ اصيلًا- هُوَ الَّذى يُصَلِّى عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّوْرِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً)
قابل توجّه اين كه، بعد از امر به مؤمنان در مورد ذكر اللَّه آن هم به صورت وسيع و گسترده، و همچنين دستور به تسبيح ذات پاك او، هر صبح و شام، خبر از درود و رحمت خداوند و دعاى فرشتگان مىدهد، و نتيجه آن را خروج از ظلمتها به سوى روشنائى ذكر مىكند؛ آيا اين همان چيزى نيست كه ما به دنبال آن هستيم كه ذكر خدا اثر عميقى در زدودن تاريكيهاى رذائل اخلاق از درون جان انسان دارد و او را تدريجاً به فضائل اخلاقى آراسته مىكند؟
در تفسير الميزان آمده است كه آيه اخير در واقع به منزله بيان علّت دستور «ذكر كثير» است كه در آيات قبل آمده است؛ و اين سخنگواه بر مطلبى است كه در بالا ذكر كرديم. [١]
در اين كه منظور از ذكر كثير چيست؟ تفسيرهاى مختلفى ذكر شده است:
بعضى گفتهاند: منظور اين است كه خدا را هرگز فراموش نكند.
بعضى گفتهاند: منظور ذكر اسماء و صفات حسنى است.
و بعضى طبق روايتى آن را به معنى تسبيحات اربعه را سى بار تكرار كردن، و يا تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام گفتهاند.
ابن عبّاس مىگويد: هر دستورى كه خدا مقرّر فرموده، حدّ و حدودى دارد، و به هنگام عذر، ساقط مىشود، جز ذكر خدا كه نه محدود است، نه عذرى براى ترك آن وجود دارد!
به هر حال، ذكر كثير مفهوم وسيعى دارد كه همه آنچه در بالا آمد در آن جمع است.
و در اين كه منظور از «ظلمات» و «نور»، در ذيل اين آيات چيست؟ نيز تفسيرهاى متعدّدى كردهاند؛ گاه به خروج از تاريكى كفر به سوى ايمان، و گاه به خروج از ظلمات جهان مادّه به نور روحانيّت و معنويّت، و گاه به خروج از ظلمات معصيت به نور اطاعت،
[١]. تفسير الميزان، جلد ١٦، صفحه ٣٢٩ ذيل آيه مورد بحث