اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١ - ٣- حفظ زبان
در حديث معروفى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است
: «انَّ لِسانَ الْمُؤْمِنِ وَراءَ قَلْبِهِ، فَاذا ارادَ انْ يَتَكَلَّمَ بِشَىءٍ تَدَبَّرَهُ بِقَلْبِهِ، ثُمَّ امْضاهُ بِلسانِهِ، وَانَّ لِسانَ الْمُنافِقِ امامَ قَلْبِهِ، فَاذا هَمَّ بِشَىءٍ امْضاهُ بِلِسانِهِ وَ لَمْ يَتَدَبَّرْهُ بِقَلْبِهِ؛
زبان انسان با ايمان در پشت قلب او قرار دارد، هنگامى كه اراده سخن گفتن كند، نخست در آن مىانديشد، سپس با زبانش آن را امضا مىكند؛ ولى زبان منافق در جلو قلب اوست، هنگامى كه تصميم به گفتن چيزى بگيرد نحست آن را با زبانش امضا مىكند و در آن نمىانديشد!» [١]
همين مضمون با كمى تفاوت در خطبه ١٧٦ نهجالبلاغه در كلام اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است.
و در تعبير ديگرى از امام حسن عسكرى عليه السلام چنين مىخوانيم:
قَلْبُ الْاحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكِيمِ فى قَلْبِهِ؛
قلب نادان در دهان اوست، و دهان دانا در دل او!» [٢]
بديهى است مراد از قلب در اين جا همان عقل و فكر است، و بودن زبان در جلو قلب، يا در عقب آن، كنايه از تفكّر و انديشه درباره محتواى سخن يا عدم آن است.
راستى چه مىشد اگر هميشه ما پيش از آن كه سخن را آغاز كنيم فكر خود را به كار مىگرفتيم و درباره انگيزهها و نتيجهها و محتواى سخنان خود مىانديشيديم كه آيا اين سخن بيهوده است يا زيانبار يا هتك حرمت مؤمن يا حمايت از ظالم و مانند آن، يا اين كه سخنى است براى خدا، و در طريق امر به معروف و نهى از منكر و حمايت از مظلوم و مبارزه با ظالم، و مورد رضاى حق و سبب خوشنودى بندگان خدا!
اين سخن را با حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه جامع همه مباحث بالا است و بر دل انسان نور و صفا مىپاشد پايان مىدهيم، فرمود:
«انْ احْبَبْتَ سَلامَةَ نَفْسِكَ وَسَتْرَ مَعايِبِكَ فَاقْلِلْ كَلامَكَ وَاكْثِرْ صَمْتَكَ، يَتَوَفَّرْ فِكْرُكَ و يَسْتَنِرْ قَلْبُكَ؛
اگر دوست دارى از سلامت نفس برخوردار شوى و عيوب و كاستيهايت پوشيده بماند، كمتر سخن بگوى و بيشتر خاموش باش تا فكرت قوى، و قلبت نورانى گردد!» [٣]
اين بود خلاصه نقش زبان در تهذيب نفس و پاكى اخلاق و اصول كلّى مربوط به
[١]. المحجّة البيضاء، جلد ٥، صفحه ١٩٥
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٣٧٤
[٣]. تصنيف غرر الحكم، صفحه ٢١٦، شماره ٤٢٥٢