اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - آفات الِلّسان (خطرات زبان)
١٥- غيبت كردن
١٦- سخن چينى (حرف اين را براى آن بردن و ميان دو نفر يا دو گروه نفاق و آشوب بپا كردن.)
١٧- نفاق در سخن (كه در تعبيرات عربى به چنين كسان ذوللِّسانين گفته مىشود؛ مثلًا، در پيش رو چيزى بگويد و در پشت سر چيز ديگر.)
١٨- مدح نا به جا و ستايش از كسانى كه شايسته ستايش نيستند
١٩- نسنجيده و بىمطالعه سخن گفتن كه غالباً توأم با خطاها و خلافها است
٢٠- سؤال از مسائل پيچيدهاى كه درك آن خارج از توان فكرى سؤال كننده است
دقت و بررسى نشان مىدهد كه آفات زبان منحصر به آنچه در بالا آمده نيست هر چند بخش مهمّى از آن را تشكيل مىدهد؛ و شايد نظر مرحوم فيض كاشانى و غزالى نيز احصاء تمام گناهان زبان نبوده است؛ به همين دليل، موارد ديگرى را مىيابيم كه مىتوان بر آن بيست مورد افزود، مانند موارد دهگانه زير:
١- تهمت زدن
٢- شهادت به باطل
٣- خودستايى
٤- نشر شايعات بىاساس و اكاذيب، و اشاعه فحشاء، هرچند به عنوان ذكر احتمال باشد.
٥- خشونت در سخن و بى ادبى در كلام
٦- اصرار بى جا (مانند اصرار بنىاسرائيل در مورد گاوى كه مأمور به ذبح آن بودند.)
٧- ايذاء ديگران با گفتار، و به اصطلاح نيش زبان زدن
٨- مذمّت كسى كه سزاوار مذمّت نيست
٩- كفران و ناسپاسى با زبان
١٠- تبليغ باطل و تشويق بر گناه و امر به منكر و نهى از معروف
شايد نياز به توضيح نباشد كه آنچه در بالا آمد نيز تمام گناهان زبان را تشكيل نمىدهد بلكه موارد سىگانه فوق، قسمت عمده آن است.