اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - رابطه تغذيه و اخلاق در روايات اسلامى
٦- در روايت مشروحى از تفسير عيّاشى از امام صادق عليه السلام نقل شده درباره اين كه چرا خداوند خون را حرام كرده مىفرمايد:
«وَ امَّا الدَّمُ فَانَّهُ يُورِثُ الْكَلَبَ وَ قَسْوةَ الْقَلْبِ وَ قِلَّةَ الرَّاْفَة وَ الرَّحْمَةِ لا يُؤْمَنُ انْ يَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ والِدَيْه ....
؛ اين كه خداوند خوردن خون را حرام كرده به خاطر آن است كه سبب جنون و سنگدلى و كمبود رأفت و مهربانى مىشود ... تا آنجا كه ممكن است فرزند و يا پدر و مادرش را به قتل برساند!»
در بخش ديگرى از اين روايت مىفرمايد:
«وَ امَّا الْخَمْرُ فَانَّهُ حَرَّمَها لِفِعْلِها وَ فَسادِها وَقالَ انَّ مُدْمِنَ الْخَمْرِ كَعابِدِ الْوَثَنِ وَ يُورِثُ ارْتِعاشاً وَ يَذْهَبُ بِنُوُرِهِ وَ يَهْدِمُ مُرُوَّتَهُ؛
و امّا شراب، خداوند آن را به خاطر تأثير و فسادش حرام كرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مىشود، و نور (معنويّت) او را از بين مىبرد، و شخصيّت او را ويران مىسازد!» [١]
٧- در روايات متعدّدى كه در كافى درباره انگور آمده است رابطه ميان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه ديده مىشود؛ از جمله، در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«شَكَى نَبِىٌّ مِنَ الْانبِياءِ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الْغَمَّ فَامَرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِاكْلِ الْعِنَبِ
؛ يكى از پيامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پيشگاه خداوند متعال شكايت كرد؛ خداوند متعال به او دستور داد كه انگور بخورد!» [٢]
اين حديث تأكيد بيشترى است بر مسأله ارتباط تغذيه با مسائل اخلاقى.
٨- در احاديث متعدّدى نيز رابطه خوردن انار و از ميان رفتن وسوسههاى شيطانى و به وجود آمدن نورانيّت قلب ديده مىشود؛ از جمله، در حديث معتبرى از امام صادق عليه السلام آمده است كه مىفرمود:
«مَنْ اكَلَ رُمَّانَةً عَلَى الرِّيقِ انارَتْ قَلْبَهُ ارْبَعينَ يَوْمَاً؛
كسى كه يك انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مىكند.» [٣]
٩- در روايت متعدّدى در باب «خوردن» تعبيراتى ديده مىشود كه همه نشانه ارتباط تغذيه با روحيّات و مسائل اخلاقى است؛ از جمله، در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه به جعفر (ابن ابى طالب) فرمود:
«يا جَعْفَرُ كُلِ السَّفَرْجَلَ فَانَّه يُقَوّىِ الْقَلْبَ وَ
[١]. تفسير برهان، جلد ١، ذيل آيه ٣، سوره مائده، ص ٤٣٤. و مستدرك، جلد ١٦، صفحه ١٦٣
[٢]. كافى، جلد ٦، صفحه ٣٥١، حديث ٤
[٣]. همان مدرك، صفحه ٣٥٤، حديث ١١