اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥ - ٣- تأثير تربيت خانوادگى و وراثت در اخلاق
ساليان دراز باقى و برقرار مىماند.) [١]
كودك بسيارى از سجاياى اخلاقى را از پدر و مادر و برادران بزرگ و خواهران خويش مىگيرد؛ شجاعت، سخاوت، صداقت و امانت، و مانند آنها، امورى هستند كه به راحتى كودكان از بزرگترهاى خانواده كسب مىكنند؛ و رذائلى مانند دروغ و خيانت و بىعفّتى و ناپاكى و مانند آن را نيز از آنها كسب مىنمايند.
افزون بر اين، صفات اخلاقى پدر و مادر از طريق ديگرى نيز كم و بيش به فرزندان منتقل مىشود، و آن از طريق عامل وراثت و ژنها است؛ ژنها تنها حامل صفات جسمانى نيستند، بلكه صفات اخلاقى و روحانى نيز از اين طريق به فرزندان، منتقل مىشود، هرچند بعداً قابل تغيير و دگرگونى است، و جنبه جبرى ندارد تا مسؤوليّت را از فرزندان بطور كلّى سلب كند.
به تعبير ديگر، پدر و مادر از دو راه در وضع اخلاقى فرزند اثر مىگذارند، از طريق تكوين و تشريع، منظور از تكوين در اينجا صفاتى است كه در درون نطفه ثبت است و از طريق ناآگاه منتقل به فرزند مىشود، و منظور از تشريع، تعليم و تربيتى است كه آگاهانه انجام مىگيرد، و منشأ پرورش صفات خوب و بد مىشود.
درست است كه هيچ كدام از اين دو جبرى نيست ولى بدون شك زمينهساز صفات و روحيّات انسانها است، و بسيار با چشم خود ديدهايم كه فرزندان افراد پاك و صالح و شجاع و مهربان، افرادى مانند خودشان بودهاند و بعكس، آلوده زادگان را در موارد زيادى آلوده ديدهايم. بىشك اين مسأله در هر دو طرف استثنائاتى دارد كه نشان مىدهد تأثير اين دو عامل (وراثت و تربيت) تأثير جبرى غير قابل تغيير نيست. با اين اشاره به قرآن مجيد باز مىگرديم و مواردى را كه قرآن به آن اشاره كرده است، مورد بررسى قرار مىدهيم.
١- انَّكَ انْ تَذَرْهُمْ يُضِلّوُا عِبادَكَ وَ لايَلِدُوا الَّا فاجِراً كَفَّاراً (سوره نوح، آيه ٢٧)
٢- فَتَقَبَّلَها رَبُّها بَقَبُولٍ حَسَنٍ وَ انْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا (سوره آل عمران، آيه ٣٧)
[١]. بحار الانوار، جلد ١، صفحه ٢٢٤