اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - ٤- پشتوانه الهى
مسؤوليّت در پيشگاه اوست. ايمانى كه فراتر از مسائل مادّى است و با چيزى نمىتوان آن را مبادله كرد، همه جا با انسان است و لحظهاى از او جدا نمىشود، و همه چيز در برابر آن كوچك و كمرنگ است.
به همين دليل، قويترين چهرههاى اخلاق كه ايثار و فداكارى را در حدّ اعلى داشته است، در زندگانى اولياء اللَّه مشاهده مىكنيم.
و نيز به همين دليل، در جوامع مادّى كه همه چيز با معيار منافع شخصى سنجيده مىشود، مسائل اخلاقى بسيار كمرنگ است، و غالباً در مواردى رسميّت دارد كه در طريق همان منافع شخصى است؛ حسن خلق، ادب، امانت، درستكارى، وفا و سخاوت، همه تا آنجا ارزش دارد كه بتواند سود مادّى بيشترى را جلب كند و آنجا كه سود مادّى به خطر افتاد، همه اينها رنگ خود را مىبازند!
پدر و مادر كه در سنين بالا قدرت سوددهى ندارند بكلّى فراموش مىشوند، و آنها را به مراكز نگهدارى سالمندان مىفرستند تا در انتظار مرگ روز شمارى كنند!
فرزندان به محض اين كه توانايى بر كارى پيدا كنند، از خانه بيرون فرستاده مىشوند، نه براى اين كه استقلال اقتصادى پيدا كنند، بلكه براى اين كه هميشه فراموش شوند.
همسران نيز تا آنجا شريك زندگى و مورد علاقهاند كه سود و لذّت مادّى بيافرينند؛ درغير اينصورت، فراموشمىشوند؛ و بههمين دليل، طلاق دراين كشورهابيداد مىكند!
در مكتبهاى مادّى كه براى اخلاق پشتوانه الهى وجود ندارد، استقبال از شهادت در مسير آرمانهاى والا، نوعى حركت انتحارى و بىمعنى است! و سخاوتهايى كه سبب بخشش اكثر اموال انسان مىگردد، نوعى جنون محسوب مىشود! عفّت و پارسايى، ضعف نفس، و زهد و بىاعتنايى به زرق و برق عالم مادّه، دليل بر ناآگاهى و سادهلوحى است.
قدرتهاى برخاسته از اين جوامع و سران اين كشورها، بهترين نمونههايى هستند كه معيار اخلاق را در اين جوامع نشان مىدهند.
برخورد دو گانه و چند گانه با مسائل مربوط به «حقوق بشر» از سوى اين قدرتها، بسيار وحشت انگيز است، آنجا كه حقوق انسانها گوشهاى از منافع آنها را به خطر مىاندازد،