اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦ - حقيقت اخلاص
مخلصين بيان شده كه به بخشى از آن اشاره مىكنيم:
١- در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود:
«انَّ لِكُّلِ حَقٍّ حَقيقَةً وَ مابَلَغَ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى شَىءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ؛
هر حقيقتى نشانهاى دارد، هيچ بندهاى به حقيقت اخلاص نمىرسد مگر زمانى كه دوست نداشته باشد كه او را به خاطر اعمال الهىاش بستانيد.» [١]
٢- در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده كه فرمود:
«امَّا عَلامَةُ الْمُخْلِصِ فَارْبَعَةٌ؛ يَسْلِمُ قَلْبهُ، وَ تَسْلِمُ جوارِحهُ، وَ بَذَلَ خَيْرَهُ وَ كَفَّ شَرَّهُ؛
امّا علائم مخلص چهار چيز است: قلبش تسليم خداست، همچنين اعضايش تسليم فرمان اوست، خير خود را در اختيار مردم مىگذارد و شرّ خود را باز مىدارد.» [٢]
٣- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم:
«لايَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتى يَنْقَطِعَ عَنِ الخَلْقِ كُلِّهِ الَيْهِ، فَحِيْنَئِذٍ يَقُولُ هذا خالِصٌ لى فَيَتَقَبَّلَهُ بِكَرَمِهِ؛
هيچ عبادت كنندهاى حقّ عبادت خدا را به جا نمىآورد، مگر اين كه از تمام مخلوقات چشم بردارد و متوجّه او شود؛ در اين هنگام، خداوند مىفرمايد: اين براى من خالص شده است؛ پس به كرمش او را مىپذيرد.» [٣]
٤- و بالاخره امام صادق عليه السلام جان سخن را در يك جمله كوتاه خلاصه كرده، و درباره اخلاص مىفرمايد:
«ما انْعَمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلى عَبْدٍ اجَلَّ مِنْ انْ لايَكُونَ فى قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ غَيْرُهُ؛
خداوند متعال نعمتى بزرگتر از اين به بندهاى نداده است كه در قلبش با خدا، ديگرى نباشد.» [٤]
اكنون با توجّه به اهمّيّت فوقالعاده اخلاص، و تأثير عميق آن در پيمودن راه حق، و وصول به مقامات عاليه قرب الى اللّه، اين سؤال پيش مىآيد كه اخلاص را چگونه مىتوان به دست آورد؟
بى شك اخلاص نيّت هميشه برخاسته از ايمان و يقين و عمق معارف الهيّه است؛ هر قدر يقين انسان به توحيد افعالى خدا بيشتر باشد و هيچ مؤثّرى را در عالم هستى، جز ذات
[١]. بحار، جلد ٦٩، صفحه ٣٠٤
[٢]. تحف العقول، صفحه ١٦
[٣]. مستدرك الوسائل، جلد ١، صفحه ١٠١
[٤]. همان مدرك