اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - گام دوم مشارطه
و نيز سفارش مراقبت از اعضاى خود را به نفس بنما، كه اين نعمتهاى بزرگ الهى را در طريق معصيت او به كار نگيرد و اين مواهب عظيم را تنها وسيله طاعت او قرار دهد.
از بعضى از دعاهاى امام سجّاد عليه السلام در صحيفه سجّاديّه بر مىآيد كه آن بزرگوار نيز عنايت خاصّى به مسأله «مشارطه» داشتهاند.
در دعاى سى و يكم، دعاى معروف توبه، در پيشگاه خداوند عرض مىكند
: «وَلَكَ يا رَبِّ شَرْطى الَّا اعُودَ فى مَكْرُوهِكَ، وَ ضَمانى انْ لا ارْجِعَ فى مَذْمُومِكَ وَ عَهْدى انْ اهْجُرَ جَميْعَ معاصِيْكَ؛
پروردگارا! شرطى در پيشگاه تو كردهام كه به آنچه دوست ندارى، باز نگردم، و تضمين مىكنم به سراغ آنچه را تو مذمّت كردهاى نروم و عهد مىكنم كه از جميع گناهانت دورى گزينم.»
از آيات قرآن نيز استفاده مىشود كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله درباره مسائل مهم با خدا عهد و پيمان داشتند كه آن نيز نوعى مشارطه است، در آيه ٢٣ سوره احزاب مىخوانيم:
«مِنَ الْمُؤمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوااللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَّنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا؛
در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستهاند صادقانه ايستادهاند، بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند) و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تبديل و تغييرى در عهد و پيمان خود ندادند! [١]»
اين در حالى بود كه بعضى ديگر با خدا عهد مىبستند و شرط مىكردند و آن را مىشكستند. در همان سوره احزاب، در آيه ١٥، چنين مىخوانيم:
«وَلَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لايُوَلُّونَ الْادْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا؛
(گروهى كه در جنگ احزاب مردم را به بازگشت از ميدان تشويق مىكردند) پيش از آن با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند، و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و همگى در برابر آن مسؤولند)!»
در حديثى از امام اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
«مَنْ لَمْ يَتَعاهَدْ النَّقْصُ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ الْهَوى، وَ مَنْ كانَ فى نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيرٌ لَهُ؛
كسى كه بررسى نقصان نفس خويش نكند، هواى نفس بر او چيره مىشود؛ و كسى كه پيوسته در حال سقوط و نقصان
[١]. بحارالانوار، جلد ٦٧، صفحه ٦٤