اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - رابطه «علم» و «اخلاق» در احاديث اسلامى
نشان مىدهد، رواياتى نيز در منابع اسلامى آمده است كه رابطه ميان جهل و رذائل را تبيين مىكند كه آن هم تأكيدى است بر موضوع مورد نظر، از جمله:
١- در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم:
«الْجَهْلُ اصْلُ كُلِّ شَرٍّ؛
جهل و نادانى ريشه هر شرّ و بدى است!» [١]
٢- در حديثى ديگر از همان حضرت مىفرمايد:
«الْحِرْصُ وَ الشَّرَهُ وَ الْبُخْلُ نَتيجَةُ الْجَهْلِ؛
حرص و طمع و بخل، نتيجه جهل و نادانى است!» [٢]
چرا كه شخص حريص و طمّاع، غالباً به سراغ چيزهايى مىرود كه بيش از نياز زندگى اوست؛ و در واقع، علاقه او به مال و ثروت و مواهب مادّى يك علاقه غير منطقى و غير عقلانىاست؛ و همچنين بخيل بابخلش، چيزهايى رابراى خود نگهدارى مىكند كههرگز در زندگى شخصى او قابل جذب نيست، بلكه آن را براى ديگران وا مىگذارد و مىرود!
٣- در تعبير زيباى ديگر از همان حضرت، رابطه جهل با رذايل اخلاقى به گونه جامعترى بيان شده است؛ مىفرمايد:
«الْجاهِلُ صَخْرَةٌ لايَنْفَجِرُ مائُها! وَ شَجَرَةٌ لا يَخْضَرُّ عُودُها! وَ ارْضٌ لايَظْهَرُ عُشْبُها!؛
جاهل سنگى است كه هرگز آب از آن جارى نمىشود؛ و درختى است كه شاخههايش سبز نمىگردد؛ و زمينى است كه گياهى از آن نمىرويد!» [٣]
٤- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام به اين نكته اشاره شده است كه جاهل هميشه يا در طرف افراط است، يا در طرف تفريط؛ فرمود:
«لاتَرى الْجاهِلَ الَّا مُفْرِطاً اوْ مُفَرِّطاً» [٤]
با توجّه به اين كه طبق نظر معروف علماى اخلاق فضائل اخلاقى همواره حدّ وسط در ميان افراط و تفريطى است كه به رذائل منتهى مىشود، از حديث فوق بخوبى مىتوان اين حقيقت را دريافت كه در ميان جهل و رذائل اخلاقى رابطه بسيار نزديكى است.
٥- بسيارى از علماى اخلاق گام نخستين را براى اصلاح اخلاق و تهذيب نفس و خودسازى، اصلاح زبان مىدانند؛ و در احاديث اسلامى به رابطه ميان جهل و نادانى با آلودگى زبان، اشاره شده است؛ در حديثى از امام دهم حضرت هادى عليه السلام مىخوانيم:
[١] غررالحكم
[٢] غررالحكم
[٣] غررالحكم
[٤]. نهج البلاغة، كلمات قصار، شماره ٧٠