اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - نقش واعظ درون
بَخَيرٍ ماكانَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِك، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمَّكَ؛
اى فرزند آدم! تو همواره در مسير خير و خوبى قرار دارى مادام كه واعظى از درون داشته باشى، و مادام كه حسابرسى خويشتن از كارهاى اصلى تو باشد.» [١]
شبيه همين معنى با كمى تفاوت نيز از آن حضرت نقل شده است. [٢]
در يكى از خطب نهجالبلاغه نيز چنين آمده است:
«وَاعْلَمُوا انَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلى نَفْسِهِ حَتّى يَكُونَ لَهُ مِنْها واعِظٌ وَزاجِرٌ، لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِها لازاجِرٌ وَلاواعِظٌ؛
آگاه باشيد آن كس كه به خويش كمك نكند تا واعظ و مانعى از درون جانش براى او فراهم گردد، موعظه و اندرز ديگران در او اثر نخواهد داشت!» [٣]
بديهى است در اين راه انسان بيش از هر چيز نياز به واعظى دارد كه در همه حال با او باشد و از اسرار درونش با خبر گردد، و همواره او را تحت مراقبت خود قرار دهد؛ و چه عاملى جز واعظ درون يعنى وجدان بيدار مىتواند اين نقش را عملى كند، و در لغزشها و خطاها در اوّلين فرصت به انسان هشدار دهد و او را از سقوط در پرتگاه انحرافات اخلاقى باز دارد.
در حديثى از امام اميرمؤمنان عليه السلام چنين مىخوانيم:
«اجْعَلْ مِنْ نَفْسِكَ عَلى نَفْسِكَ رَقيباً؛
از خودت مراقبى بر خويشتن قرار ده!» [٤]
در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام آمده است:
«يَنْبَغى انْ يَكُونَ الرَّجُلُ مُهَيْمِناً عَلى نَفْسِهِ مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ؛
شايسته است كه انسان بر نفس خويش مسلّط باشد، و قلب خود را مراقبت كند، و زبان خويش را حفظ نمايد!» [٥]
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ١٣٧
[٢]. همان مدرك، صفحه ١٤٧
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ٩٠
[٤]. غررالحكم
[٥]. همان مدرك