اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - فصل هفتم پيوند مسائل اخلاقى با يكديگر
اين سخن را با حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم:
در روايتى آمده است، مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يارسولاللّه! من در پنهانى مرتكب چهار گناه مىشوم، زنا و شرب خمر و سرقت و دروغ،
فَايَّتُهُنَّ شِئْتَ تَرَكْتُها لَكَ؛
هر يك از آنها را كه بفرمايى به خاطر تو آن را ترك مىكنم! (گويا آماده ترك همه آنها نبود، مىخواست يكى را به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله ترك كند.)
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود:
«دَعِ الْكِذْبَ؛
دروغ را رها كن!»
آن مرد از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت؛ هنگامى كه تصميم گرفت به سراغ عمل منافى عفّت برود، به خودش گفت اگر اين كار را انجام دهم ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله از من سؤال كند، اگر راست گويم حد بر من جارى مىكند، و اگر دروغ بگويم پيمان خود را با او شكستهام (ناچار اين عمل را ترك كرد).
سپس تصميم به سرقت و شرب خمر گرفت، باز همين فكر براى او پيش آمد، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و گفت:
«قَدْ اخَذْتَ عَلَىَّ السَّبيلَ كُلَّهُ فَقَدْ تَرَكْتُهُنَّ اجْمَعَ؛
شما تمام راهها را بر من بستى، به همين جهت من تمام اين گناهان را ترك خواهم نمود!» [١]
از مجموع آنچه گفته شد مىتوان نتيجه گرفت كه در بسيارى از موارد براى تربيت نفوس و تهذيب اخلاق و مخصوصاً اصلاح بعضى از خلق و خوها بايد از امورى كه پيوسته و وابسته به آن است شروع كرد، و از مقارنات و خلق و خوهاى ديگر كه با آن مرتبط است كمك گرفت.
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، جلد ٦، ص ٣٥٧