علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥
١١٢١.كاهلى از مردى روايت مى كند كه وى از امام صادق عليه السلامپرسيده بود : من از راهى مى گذرم كه آب ناودان بر من مى ريزد ، در هنگامى كه مى دانم وضو مى گيرند . حضرت فرمود : اشكالى ندارد و از آن مپرس .
ر . ك : «كتاب العقل والجهل : أحكام الجاهل : ما ينبغي من الجهل» .
٤ / ٧
پرسش از چيزهاى بى فايده
١١٢٢.امام على عليه السلام : از آنچه به كارت مى آيد بپرس و آنچه را به كارت نمى آيد واگذار .
١١٢٣.امام على عليه السلام : از آنچه نمى شود مپرس كه آنچه شده است تو را بس است .
١١٢٤.امام على عليه السلام : از آنچه نشده است مپرس كه در آنچه شده است دانشى بسنده است .
ر . ك : ص ٣٨٧ «پرسيدن براى دانستن» / ص ٣٩١ «پرسيدن براى درمانده كردن» .
٤ / ٨
بسيار پرسيدن
١١٢٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند براى شما قيل و قال و بسيار پرسيدن و تباه كردن مال را بد مى دارد .
١١٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند رحمت كند مؤمنى را كه سخن گويد و غنيمت يابد يا خاموش باشد و سلامت ماند . من برايتان قيل و قال و تباه كردن مال و فراوانى سؤال را بد مى دارم .
١١٢٧.عبداللّه بن مسعود : مردى به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مرا سفارش كن . حضرت فرمود : قيل و قال و فراوانى سؤال و تباه كردن مال را واگذار .