علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩
بر انسان منّت مى نهد و اين نورانيت همانگونه كه از تفسير امام صادق عليه السلامراز حكمت بر مى آيد ، ضد هوا و هوس [١] است و هر اندازه قلب از آن پرتو گيرد ، به همان اندازه هوا از آن مى گريزد و شهوت [٢] ضعيف مى شود ، تا آنجا كه مى ميرد [٣] و عقل زنده مى شود و ديگر زمينه اى براى ارتكاب اعمال زشت [٤] در انسان باقى نمى ماند و در نتيجه حكمت با عصمت [٥] همراه مى گردد و مآلاً جميع ويژگيهاى حكيم و دانشمند حقيقى در انسان مشهود و در اوج اين ويژگيها ، آدمى به نفس خويش و پروردگار [٦] خود عارف مى گردد و به هدف اعلاى انسانيت نايل مى شود و آن «لقاء اللّه » است . در اين مقام است كه قلب از هر چه فانى است مى بُرد و قطع علاقه مى كند و به عالم بقا مى پيوندد و بر اين مبناست كه معدن حكمت خدا و سيّد حكما و عرفا در تفسير «حكمت» مى فرمايد : «سرآغازِ حكمت ، ترك لذتهاست و پايان آن نفرت از امور فانى» [٧] و نيز مى فرمايد : «تعريف حكمت روى گرداندن از سراى ناپايدار است و شوق به خانه ماندگار» [٨] . با اين توضيح بر ما روشن مى گردد كه چرا خداوند كالاى دنيوى را كم مايه و ناچيز به شمار مى آورد و حكمت را خير كثير مى نامد . خداوند متعال مى فرمايد : «به هر كس خواهد ، حكمت بخشد و به هر كس حكمت داده شود ، قطعا خير كثيرى به او داده شده است» .
[١] بنگريد به ص ١٠١ ح ٢٧٢ .[٢] بنگريد ص ١٢١ : كاستى شهوت .[٣] بنگريد به ص ٢٣ : درآمد .[٤] بنگريد به ص ١٢٣ ح ٣٢٣ .[٥] بنگريد به ص ١٢٣ : عصمت .[٦] بنگريد ص ١٢٧ : شناخت خود .[٧] بنگريد به ص ١٠٣ ح ٢٧٦ .[٨] بنگريد به ص ١٠٣ ح ٢٧٤ .