علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧
٣ / ١٢
حرص
١٠٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تملّق خوى مؤمن نيست ، مگر در جستجوى دانش .
١٠٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حسادت و تملّق روا نيست ، جز در جستجوى دانش .
١٠٠٣.امام على عليه السلام : هركس شيفته دانش گردد ، به خويشتن نيكى كرده است .
٣ / ١٣
استمرار
١٠٠٤.امام على عليه السلام : هركس درس را ادامه ندهد ، به فهم نرسد .
١٠٠٥.امام على عليه السلام : دانش را احراز نكند ، مگر كسى كه درس خود را ادامه دهد .
١٠٠٦.امام على عليه السلام : هركس بسيار به درس و مباحثه علم بپردازد ، آنچه را فرا گرفته از ياد نبرد و آنچه را ندانسته فرا گيرد .
١٠٠٧.امام على عليه السلام : دانش را بجوى تا بر دانشت بيفزايى .
ر . ك : ص١٧٧ ح٤٨٢/ص ٥٨١«بسنده نكردن به آنچه مى داند»/ص٥٨٥«يارى جستن از خدابراى افزايش دانش».
٣ / ١٤
شكيبايى
قرآن
«موسى به او [خضر] گفت : آيا به دنبال تو بيايم تا آنكه از بينشى كه آموخته شده اى به جهت رشدم به من بياموزى؟ گفت : تو هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى . و چگونه مى توانى بر چيزى كه به شناخت آن احاطه ندارى ، صبر كنى؟ گفت : انشاء اللّه مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد . گفت اگر به دنبال من مى آيى ، پس از چيزى سؤال مكن تا خود از آن با تو سخن آغاز گويم . پس رهسپار گرديدند ، تا وقتى كه سوار كشتى شدند . وى آن را سوراخ كرد . [ موسى ] گفت : آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى؟ واقعا كار ناروايى كردى . گفت : آيا نگفتم كه تو هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى؟ [موسى ]گفت : به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير . پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند . [ خضر ] او را كُشت . موسى به او گفت : آيا شخص بى گناهى را بدون اين كه كسى را به قتل رسانده باشد كُشتى؟ واقعا كار ناپسندى مرتكب شدى! گفت : آيا به تو نگفتم كه هرگز نمى توانى همپاى من صبر كنى؟ [موسى] گفت : اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم، ديگر با من همراهى مكن و از جانب من قطعا معذور خواهى بود» .