علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤
خدمت انسان باشند و بدون جوهر علم ، علوم رسمى نمى توانند در خدمت انسان قرار گيرند و چه بسا بر ضدّ انسان به كار گرفته مى شوند . نكته مهم و قابل توجه اين است كه وقتى علم ، جوهر و خاصيت خود را از دست داد ، نه تنها با جهل مساوى مى شود ، بلكه از جهل زيانبارتر مى گردد؛ زيرا حركت انسان را به سوى انحطاط و سقوط تسريع مى كند . علم ، وقتى جوهر و جهت حقيقى خود را از دست داد ، درست مانند راهنمايى است كه به جاى آنكه انسان را در مسير قرار دهد ، او را به سوى چاه سوق مى دهد . اينجاست كه علم هر چه بيشتر پيشرفت كند براى جامعه انسانيت خطرناكتر خواهد بود . خطر بزرگى كه امروز جامعه بشر را تهديد مى كند ، اين است كه علم رشد كرده ولى جوهر و جهت و خاصيت خود را از دست داده و در مسير انحطاط و سقوط انسانيت به كار گرفته شده است . با اندكى تأمل به سادگى مى توان دريافت كه در جهان امروز علم چه آفاتى را بر جامعه بشريت تحميل كرده است ، و شمشير علم در كف قدرتهاى بزرگ جهان چه به روز انسان آورده است . دزدهايى كه براى غارت مادّه و معناى انسان از چراغ علم بهره مى گيرند ، چگونه با قساوت عمل مى كنند و به هيچ چيز و به هيچ كس رحم نمى كنند به گفته برشت : «انسان امروز از علم بيزار است؛ زيرا علم بود كه فاشيسم را به وجود آورد و به بشريّت تحميل كرد ، و علم بود كه براى نخستين بار مسأله گرسنگى را در سطحى به اين وسعت كه از هر سه تن ، دو تن در جهان گرسنه اند ايجاد كرد . . .» . آيا فنون و ابزار دزدى ، گرسنگى ، قتل و فساد را مى توان علم ناميد؟ آيا دانشى كه جامعه را به فساد و تباهى مى كشد ، علم است و نور ، و يا اين كه جهل است و ظلمت؟ اينجاست كه معناى سخن دقيق رسول گرامى اسلامى صلى الله عليه و آلهمشخص مى گردد كه فرمود : «برخى از دانش ها ، نادانى است» .