علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
٣٦٠.امام على عليه السلام : به دوست خود هرچه مى توانى محبّت كن؛ ولى كاملاً به او اطمينان مكن . به او كمال ايثار را بنما؛ ولى همه رازها را به او مسپار . در اين صورت است كه هم حقّ حكمت را ادا كرده اى و هم حقّ واجب دوستى را .
٣٦١.امام على عليه السلام : نشانه حكمت آن است كه با مافوق خود نستيزى و مادون خود را خوار مكنى و به آنچه در توان تو نيست ، نپردازى و زبانت با دلت و گفتارت با كردارت مخالف نباشد و در آنچه نمى دانى سخن نگويى و كار را آنگاه كه به تو روى آورد رها نكنى و آنگاه كه پشت كرد بجويى .
٣٦٢.امام على عليه السلام : نشانه حكمت ، فرمانبرى از مافوق و احترام به هم طراز و انصاف ورزى با فرودست است .
٣٦٣.امام على عليه السلام : اى مردم! خداى سبحان در زمين حجّتى محكمتر از پيامبرمان ، محمّد صلى الله عليه و آله و حكمتى رساتر از كتابش ، قرآن عظيم ندارد .
٣٦٤.مردى دانشمند از صوفيان چهل سخن نگاشت . سپس از آن خدا را به اندازه نيازت به او فرمان بر ، و به اندازه طاقتت بر كيفرش سرپيچى كن ، و براى دنيايت به اندازه ماندنت در آن كار كن ، و براى آخرت نيز به اندازه بقايت در آن كار كن .
٣٦٥.خضر و على عليه السلام گرد هم آمدند . على عليه الس سخن حكيمانه اى بگو . خضر گفت : چه نيكوست تواضع توانگران در برابر مستمندان به جهت نزديكى به خدا . امير مؤمنان عليه السلام نيز فرمود : نيكوتر از آن ، غرور مستمندان بر توانگران است از روى اتكاء به خداوند . خضر نيز گفت : اين سخن را بايد با طلا نوشت .
٣٦٦.امام باقر عليه السلام : به لقمان گفته شد : از حكمت چه گرد آورده اى؟ گفت : براى آنچه كفايت شده ام خود را به زحمت نمى اندازم و آنچه را به من سپرده شده ، تباه نمى سازم .