تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ١٩٦ - حاشيه بر«الصافى»
كاشانى است. وى در مقدّمه تفسير خود، از رواج تفسير به رأى و انحراف مسلمانان از راه اهل بيت عليهم السلام شِكوه مىكند و تفاسير غير روايى موجود را تفسير قشرى قرآن و آنها را دور از مقصد قرآن مىداند.
وى همچنين مىگويد:
در ميان همه مفسّران، در عين كثرت و فراوانى تفاسيرشان، تاكنون كسى را نديدهام كه تفسيرى مهذّب و صافى و وافى عرضه كرده باشد كه از آراى عوام، منزّه و برگرفته از احاديث اهل بيت عليهم السلام باشد.
فيض، پس از وصف تفسير روايى مورد نظر خود، مىگويد:
اميدوارم كه اين كتاب، همان تفسير باشد و شايسته است كه اين تفسير الصافى ناميده شود، به سبب اين كه از كدورتهاى آراى اهل سنّت و افكار حيرت آورِ متنافى، پاك است.[١]
تفسير الصافى، دوازده مقدّمه ارزشمند درباره قرآن و تفسير و تلاوت آن دارد.
بر اين كتاب نيز حاشيههايى چند، نگاشته شده كه از آن جمله است:
١. الحاشية على الصافى، از عبد الرحيم بن يونس دماوندى (م ١١٦٠ ق).[٢]
٢. حاشية تفسير الصافى، از اسماعيل بن محمّد حسين خواجويى (م ١١٧٣ ق).
حاشيه مفصّلى است با عنوان «قوله» و مؤلّف، بعد از هر حاشيه، وجه ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين را بيان مىكند.[٣]
٣. الحاشية على الصافى، از محمّد بن محمّد رضا مشهدى قمى، صاحب تفسير كنز الدقائق (م ق ١٢ ق).[٤]
[١]. ر ك: الصافى، ج ١، ص ٧- ١٤( ديباچه).
[٢]. الذريعة، ج ٦، ص ٤٥.
[٣]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج ٣٨، ص ٦١٢( ش ١٤٤٦٦).
[٤]. الذريعة، ج ٦، ص ٤٦.