تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٥٦ - گوشه هايى از مناظره علما با باب
جاهليت، به جاى سلام، يكديگر را ترحيب مىكردند و «مَرحباً بك» مىگفتند و معتقد بودند مادام كه سلطنت باب در تمام جهان ظاهر نگشته، دوران فترت است و هيچ تكليفى بر مردم، واجب نيفتاده است.[١]
بابيان، معتقدند آن حقيقت روحانىاى كه از خداى سبحان صادر شده است، به صورت مادّى و جسمانى، در شخص باب، حلول يافته است و تمام انبيا از آدم عليه السلام تا حضرت خاتم صلى الله عليه و آله نيز در او تجسّد يافتهاند و او، نماينده همه آنان و رسالتشان است.
آنان، معاد را- كه اسلام از آن سخن گفته است- انكار مىكنند و ظهور باب را همان معاد و قيامت و بهشت و جهنّم ياد شده در قرآن، به حساب مىآورند.
بابيان، همه اديان و شرايع آسمانى را لغو نموده، معتقدند با ظهور دين جديد (بابيت)، همه شرايع، از جمله شريعت قرآن، نسخ شده است. لذا همه احكام عبادى و شرعى را با احكامى جديد و مغاير با آن، تغيير دادند.[٢]
از لحاظ سياسى، سيّد على محمّد باب، در مقابل دو مركز قدرت اصلى موجود در نظام اجتماعى آن زمان، موضع مخالف گرفته است: ايستادگى در برابر دولت با تبليغ ظلم ستيزى، و مبارزه با روحانيت با معرّفى خود به عنوان «بابِ امام زمان عليه السلام» و سپس، فرقه سازى.[٣]
[١]. البيان، واحد هفتم، باب اوّل؛ واحد سوم، باب پانزدهم؛ ناسخ التواريخ، ج ٢، ص ٨٢٩.
[٢]. براى مثال، آنان وضو با گلاب را جايز مىدانند و همه نجاسات، نزد آنان پاك است. اذان نزد آنان، پنج بار در شبانه روز و با اذكارى خاص گفته مىشود. نماز نزد بابيان، تنها دو ركعت دارد كه به هنگام صبح با اذكار و صورتى خاص، ادا مىشود و جماعت را جز در نماز ميّت، جايز نمىدانند. روزه از نظر بابيان، خوددارى از چيزهايى است كه مورد پسند باب نيست و فقط در فاصله يازده تا ٤٣ سالگى تكليف مىشود. در مورد زكات، بر هر بابى لازم است كه سر هر سال، اموال خود را به مجلس اعلاى بابيان بپردازد. حج نزد آنان، زيارت خانهاى است كه باب در آن متولّد شده است( رك: البيان، واحد هفتم، باب ١٩ و ...؛ خاتميت، ص ٦٤- ٧٣).
[٣]. بهائيت در ايران، ص ١٣٠.