حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
٥٧٥١.اُسد الغابة ـ به نقل از احمد بن محمّد بن ابراهيم ثعلبى ـ: در كتابى ديدم كه چون پيامبر خدا تصميم به هجرت گرفت ، على بن ابى طالب عليه السلام را در مكّه براى پرداختنِ بدهى ها و پس دادن امانت هايى كه در نزدش بود ، به جا گذاشت و در شبى كه به طرف غار حركت كرد ، در حالى كه مشركانْ اطراف خانه را گرفته بودند ، به او دستور داد تا در جايش بخوابد و به او فرمود : «بُردِ حَضْرَمى [١] سبزم را به خودت بپيچ و به خواست خداوند متعال ، هيچ بدى اى به تو نخواهد رسيد» و او چنين كرد . آن گاه، خداوند متعال به جبرئيل و ميكائيل عليهماالسلام وحى كرد كه : «من ، بين شما پيمان برادرى بستم و عمر يكى از شما را از عمر ديگرى طولانى تر قرار دادم . كدام يك از شما ديگرى را براى زندگى ترجيح مى دهد؟». هر دو، زنده بودن را برگزيدند و لذا خداوند عز و جل به آن دو وحى كرد : «آيا شما مثل على بن ابى طالب نيستيد؟! بين او و بين محمّد ، پيامبرم ، نيز پيمان برادرى بستم؛ ولى على در جاى او خوابيد و جانش را فداى او كرد و زندگى را براى او خواست . به زمين فرود آييد و او را از شرّ دشمنانش محفوظ داريد» . هر دو فرود آمدند . جبرئيل عليه السلام بالاى سر على عليه السلام بود و ميكائيل عليه السلام پايين پايش و جبرئيل عليه السلام فرياد مى زد : آفرين ، آفرين! كيست كه چون تو ـ اى پسر ابو طالب ـ خداوند عز و جل به او بر فرشتگانش مباهات كند ؟! پس خداوند عز و جل هنگامى كه پيامبرش به سوى مدينه مى رفت ، درباره على عليه السلام اين آيه را بر او فرو فرستاد : «و از ميان مردم ، كسى هست كه جان خود را براى طلب خشنودىِ خدا مى فروشد» .
٥٧٥٢.مجمع البيان ـ به نقل از ابو الطفيل ـ: على عليه السلام جامه اى خريد و از آن ، خوشش آمد و آن را صدقه داد و فرمود : «از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد : هر كه ديگران را بر خود مقدّم بدارد، خداوند در روز قيامت ، در ورود به بهشت ، او را مقدّم مى دارد» .
[١] جامه اى منسوب به منطقه حَضرَموت يمن .