حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٠
د ـ شريك شدن انسان در اموال ديگران و فراوان شدن روزى و ثروت ؛ ه ـ ذخيره شدن پاداش انفاق كنندگان در راه خدا براى شخص امين ؛ و ـ رهايى از آتش دوزخ و بهره بردن از بهشت جاويد و محشور شدن با پيامبران و صدّيقان و شهيدان ؛ ز ـ كاميابى مادّى و معنوى و داشتن خيرِ دنيا و آخرت .
چهار . گستره عرصه امانت
از نظر اسلام ، عرصه امانت ، بسيار گسترده است و هر نعمتى كه خداوند متعال به انسان داده ، هر كارى كه به او واگذار مى شود و هر مسئوليتى كه به او سپرده شود ، در حقيقت ، امانتى است كه به او سپرده شده است . بنا بر اين ، آياتى كه مردم را به رعايتِ امانت ، ترغيب مى كنند ، شامل همه عرصه هاى امانت مى گردند . عرصه هاى امانت بر پايه جمع بندى اى كه در فصل چهارم شده ، عبارت اند از : ١ . عرصه سياسى . در نظام اسلامى ، هر كس از قدرت سياسى برخوردار است ، امانتدار خداوند متعال و مردم است ، و هر كه جايگاه سياسى بالاتر و قدرت افزون ترى دارد ، بارِ امانت او سنگين تر است . بر اين اساس ، بار امانت رهبران جامعه ، از همه سنگين تر است . از اين رو ، پيشوايان بزرگ اسلام ، براى به انجام رساندن مسئوليت سنگين خود ، از خداوند متعال ، استمداد مى كردند . [١] ٢ . عرصه فرهنگى . پس از مسئولان سياسى ، بار امانتِ علما و رهبران فرهنگى جامعه از ديگران سنگين تر است . دانش و معرفت ، امانت خداوند است كه مسئولان فرهنگى ، هم خود بايد بدان عمل كنند ، و هم زمينه را براى عمل كردن ديگران ، فراهم سازند .
[١] . ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمه : ج ٧ ص ٣٨٣ (فصل دوم : موجبات امانتدارى / كمك جستن از خدا) .[٢] . ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمة : ج ٧ ص ٤٠٧ (امانت هاى فرهنگى) و ص ٤٧٧ (كسى كه شايسته اعتماد و امانت سپارى نيست) .[٣] ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمه : ج ٧ ص ٤٠٩ (امانت هاى اقتصادى) و ص ٤٧٧ (كسى كه شايسته اعتماد و امانت سپارى نيست) .[٤] . ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمه : ج ٧ ص ٤٦٩ (فصل پنجم : امانتداران / اجير) .[٥] . المعجم الأوسط : ج ١ ص ٢٧٥ ح ٨٩٧ ، مسند ابن حنبل : ج ٤ ص ٢٥٣ ح ٤٣٦٩ ، الطبقات الكبرى : ج ٨ ص ٢١٦ ، تاريخ دمشق : ج ٣٤ ص ٢٩٠ ، كنز العمّال : ج ٣ ص ٩٠٧ ح ٩١٢٨ .