حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧
سخنى درباره امانت
واژه «امانت» ، ضدّ «خيانت» ، مصدر و از ريشه «أمن» به معناى آرامش قلب است و «امين» ، به كسى گفته مى شود كه دل ، در سپردن چيزى به او احساسِ آرامش كند . همچنين به چيزى كه سپرده شده نيز «امانت» اطلاق مى گردد . ابن فارس ، در معناى امانت مى گويد : الهمزة والميم والنون أصلان متقاربان : أحدهما الأمانة التي ضدّ الخيانة ، ومعناها سكون القلب ، والآخر التصديق . [١] همزه و ميم و نون ، دو اصل [معنايىِ] نزديك به هم دارد : يكى امانت كه ضدّ خيانت و به معناى آرامش دل است ، و ديگرى گواهى دادن . راغب اصفهانى نيز در تبيين معناى امانت ، آورده است : أصل الأمن طمأنينة النفس وزوال الخوف ، والأمن والأمانة والأمان في الأصل مصادر ، ويحمل الأمان تارةً إسما للحالة التي يكون عليها الإنسان في الأمن ، وتارة اسما لما يؤمن عليه الإنسان . [٢] ريشه «أمن» ، آرامشِ خاطر و رفع نگرانى است. امن و امانت و امان، در اصل ، مصدر هستند و امان ، گاهى اسم حالتى است كه انسان در آن حالت، آرام است ، و گاهى هم اسم چيزى است كه انسان با آن ، آرامش مى يابد.
[١] . معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ١٣٣ .[٢] . مفردات ألفاظ القرآن : ص ٩٠ .