حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٤
انتساب اين گونه احاديث را ـ كه فطرتِ دل و انديشه، از پذيرش آنها سر باز مى زنند ـ به خويشتن، نفى كرده و با اين معيار متين ، به مسلمانان هشدار داده كه او اين گونه سخن نمى گويد .
ج ـ تعارض با قرآن
معيار ديگر براى تشخيص صحّت يا عدم صحّتِ سخنانى كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده مى شوند ، قرآن كريم است . بر اساس اين معيار ، نكته اى كه در نقد و ارزيابى احاديث شكيبايى بر استئثار ، قابل تأمّل است ، اين است كه اين سخنان ، نه تنها بر خلاف منطق عقل و فطرت است ، بلكه بر خلاف نصّ صريح قرآن كريم است كه فلسفه بعثت همه انبياى الهى را «قيام به قسط» مى داند و تأكيد مى كند كه : «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَـتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . [١] به راستى ، ما پيامبران خود را با دلايل آشكار، روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو فرو فرستاديم تا مردم به عدالت برخيزند» . بى ترديد ، احاديثِ در بر دارنده امر به شكيبايى در برابر انحصارطلبىِ حاكمان ، مخالف اين آيه و همه آياتى است كه در آنها ، مسلمانان به ظلم ستيزى و امر به معروف و نهى از منكر و قيام به قسط ، دعوت شده اند.
د ـ تعارض با احاديث مبارزه با زمامداران ستمگر
نكته ديگر در ارزيابى احاديث «شكيبايى بر انحصارطلبى حاكمان» ، تعارض آنها با احاديثى است كه پيامبر خدا در آنها، صريحا به مخالفت با زمامداران جائر و قيام بر ضدّ آنان دستور داده است . و اينك ، چند نمونه از اين احاديث:
[١] حديد: آيه ٢٥ .