حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧
ج ـ شوخىِ آزار دهنده
٦٤٠٠.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى ليلى ـ: اصحاب پيامبر خدا برايمان نقل كردند كه با پيامبر خدا در راهى مى رفتند. يكى از آنان خوابيد و ديگرى رفت و تير او را برداشت . هنگامى كه مرد بيدار شد ، هراسان گشت . جمعيت خنديدند. پيامبر خدا پرسيد : «چرا مى خنديد؟» . گفتند : چيزى نيست . ما تير اين شخص را برداشتيم و او هراسان شده است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بر هيچ مسلمانى روا نيست كه مسلمانى را بترساند» .
٦٤٠١.اُسد الغابة ـ به نقل از عمر بن يحيى ، از پدرش ، از جدّش ـ: ما نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه مردى برخاست و رفت و كفشش را فراموش كرد . كسى آن را برداشت و زير خود گذاشت . مرد برگشت و گفت : كسى كفش ها را نديده است؟ آن مرد گفت : من آنها را برداشته ام . پيامبر خدا فرمود : «ترساندن مؤمن ، چه معنا دارد؟!» . مرد گفت : سوگند به آن كه تو را به حق بر انگيخت ، من فقط از باب شوخى ، آنها را برداشتم! فرمود : «با ترساندن مؤمن ، [شوخى] چه معنا دارد؟!» .
د ـ درِ گوشى حرف زدنِ آزار دهنده
٦٤٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ دو نفرى با هم درِ گوشى حرف نمى زنند؛ چرا كه اين كار ، مؤمن را آزار مى دهد و خداوند عز و جل آزار رساندن به مؤمن را ناخوش مى دارد .
ه ـ بوى آزار دهنده
٦٤٠٣.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا خوش نداشت كه از او بويى به مشام رسد كه آزار دهنده باشد .