حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩
ح ـ ديدار با فرشتگان
٥٨٧٩.صحيح مسلم ـ به نقل از حنظله اسيدى كه از كاتبان پيامبر خدا ب: ابو بكر به من بر خورد و گفت: چگونه اى ، اى حنظله؟ گفتم: حنظله ، منافق گشته است! ابو بكر گفت: سبحان اللّه ! چه مى گويى؟ گفتم: وقتى نزد پيامبر خدا هستيم و برايمان از آتش و بهشت مى گويد ، چنانيم كه گويا آنها را به چشم مى بينيم؛ ولى از محضر پيامبر خدا كه بيرون مى رويم ، به زن و فرزند و زندگى مان مى پردازيم و بسيارى از سخنان پيامبر را فراموش مى كنيم. ابو بكر گفت: به خدا سوگند كه ما نيز همين حال را داريم! پس، من و ابو بكر رفتيم تا بر پيامبر خدا وارد شديم. من گفتم: اى پيامبر خدا! حنظله منافق گشته است! پيامبر خدا فرمود: «چه طور؟» . گفتم: اى پيامبر خدا! آن گاه كه نزد شما هستيم و از آتش و بهشت برايمان مى گويى ، گويا آنها را به چشم مى بينيم؛ امّا از نزد شما كه مى رويم ، به زن و فرزند و زندگى خود مى پردازيم و بسيارى از آن سخنان را فراموش مى كنيم! پيامبر خدا فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، اگر بر آن حالى كه نزد من داريد و در ذكرْ دوام آوريد ، فرشتگان در بسترهايتان و در كوى و برزن هايتان با شما دست مى دهند؛ امّا ـ اى حنظله ـ آدمى هر ساعتى ، حالتى دارد» و سه بار اين جمله را فرمود .