حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥
١٠٢٣٥.صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا ، نهى فرمود كه ساكن شهر يا روستا ، به باديه نشين چيزى بفروشد و [فرمود:] «در رقابت با يكديگر ، قيمت را بالا نبريد ؛ و كسى بر معامله برادر [مسلمان ]خود در نيايد» .
١٠٢٣٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فريفته شده [در معامله] ، نه ستوده است و نه پاداش دارد .
٤ / ٧
شغل هاى نكوهيده
١٠٢٣٧.امام كاظم عليه السلام : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به ايشان گفت: من اين فرزندم را سواد آموخته ام. حالا او را به چه شغلى بگمارم؟ فرمود : «خدا پدرت را بيامرزد! او را در هر شغلى بگذار؛ امّا به پنج گروه مسپارش: سيّاء، زرگر، قصّاب، گندم فروش و برده فروش». مرد گفت: اى پيامبر خدا! سيّاء كيست؟ فرمود: «[سيّاء ،] كسى است كه كفن مى فروشد و آرزوى مرگ افراد امّت مرا دارد، در حالى كه يك نوزادِ امّت خود را، از هر آنچه آفتاب بر آن مى تابد، بيشتر دوست دارم. امّا زرگر؛ زيرا به فكر مغبون ساختن افراد امّت من است. و قصّاب؛ زيرا آن قدر حيوان مى كشد كه رَحم از دلش رخت بر مى بندد. و گندم فروش؛ زيرا ارزاق امّت مرا احتكار مى كند. اگر كسى با عنوانِ دزد، خدا را ديدار كند، بهتر است از اين كه او را در حالى ديدار كند كه خوراك مردم را چهل روز احتكار كرده باشد. و برده فروش؛ زيرا جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: اى محمّد! بدترين افراد امّت تو، كسانى هستند كه انسان، خريد و فروش مى كنند».