حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣
حديث
١٠٣٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ يك از شما بيش از ديگرى كسب نمى تواند بكند . همانا خداوند ، مصيبت و مرگ را بر نوشته و مايه گذران زندگى و كار را تقسيم فرموده است . پس مردم در اين ميان به سوى پايانگاه در حركت اند .
١٠٣٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى فرزند آدم! چنان نيستى كه به آرزوى خويش برسى و مرگ خود را دور كنى و از روزى ات باز داشته شوى . پس ـ اى بينوا ، اى بينوا ، اى بينوا ـ چرا خود را به سختى مى افكنى؟
١٠٣٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا خداوند عز و جل براى هر كس ، روزى و مصيبت و مرگش را بر نوشته است .
١٠٣٠٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه چيزى مى خواهى ، از خدا بخواه ؛ و هر گاه يارى اى مى جويى ، از او بجوى . همانا قلم تقدير خداوند ، همه چيز را تا روز قيامت ، رقم زده است . پس اگر همه مردم بكوشند تا تو را به بهره اى برسانند كه خدا برايت ننوشته است ، نمى توانند كه چنين كنند ؛ و اگر بكوشند تا به تو زيانى رسانند كه خدا برايت ننوشته است ، نمى توانند .
١٠٣٠٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر همه آفريدگان گرد آيند تا به تو چيزى بدهند كه خداوند نخواسته آن را به تو عطا فرمايد ، نمى توانند كه چنين كنند ، و نيز اگر بخواهند تو را از چيزى باز دارند كه خدا خواسته آن را به تو عطا فرمايد ، نمى توانند . همانا قلم تقدير خداوند ، هر چيزى را كه تا روز قيامت پديد مى آيد ، نوشته است .
١٠٣٠٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در مناظره ايشان با عبد اللّه بن ابى اميّه ـ: حكمرانى از آنِ خداست . آن گونه كه بخواهد ، قسمت مى نمايد و هر گونه بخواهد ، عمل مى كند ؛ در كارهايش حكمت مى ورزد و در اعمالش ستوده است . اين است سخن خداى متعال : «و گفتند : چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از اين دو شهر (مكّه و طائف) فرو فرستاده نشده است؟» و پاسخ خداوند ، چنين است : «آيا آنان ، رحمت پروردگار تو را تقسيم مى كنند؟» . اى محمّد! «ماييم كه ميان آنان مايه گذرانشان را در زندگانى دنيا تقسيم كرده ايم» . پس خداوند برخى از ما را به برخى ديگر ، نيازمند نموده است : اين را به دارايى آن ؛ و آن را به كالا يا خدمت اين . پس مى نگرى كه بزرگ ترين پادشاه يا برترين توانگر ، گاه به درويش ترين فقير به گونه اى محتاج مى گردد : يا كالايى دارد كه وى را فراهم نيست و يا خدمتى مى تواند بكند كه آن پادشاه ، جز به يارى او از آن خدمت بهره مند نمى گردد و يا دانش و حكمتى دارد كه آن پادشاه ، بِدان محتاج است و بايد از وى فرا گيرد . پس هم آن فقير ، به دارايىِ اين پادشاه توانگر نياز دارد و هم اين پادشاه ، به دانش يا انديشه يا معرفت آن فقير ، محتاج است . آن پادشاه را نرسد كه بگويد : «چرا دانش آن فقير در كنار دارايى من گِرد نيامد؟» و آن فقير را نيز نرسد كه بگويد : «چرا دارايى آن پادشاه توانگر ، با انديشه و دانش و حكمت ورزى هاى من يك جا گِرد نيامد؟» . خداى متعال فرموده است: «برخى از ايشان را بر برخى ديگر برترى بخشيده ايم تا بعضى شان بعضى ديگر را به خدمت گيرند» . سپس فرموده است: «اى محمّد! به ايشان بگو : «و رحمت پروردگار تو ، از آنچه ايشان گِرد مى آورند ، نيكوتر است» ؛ يعنى از دارايى هاى دنيا كه اينان انباشته مى كنند ، بهتر است .