حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥
«آيا در زمين نگرديده اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بوده اند، چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر و آثار پايدارترى در روى زمين داشتند ؛ ولى [با اين همه]، خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند» .
«و اين [ هم ] خانه هاى خالى آنهاست ، به [ سزاى ] بيدادى كه كرده اند. قطعاً در اين [ كيفر ]براى مردمى كه مى دانند ، عبرتى خواهد بود» .
«خدا به مردان و زنانِ دو چهره و كافران، آتش جهنّم را وعده داده است [كه] در آن جاودانه اند [و] آن [ آتش ] براى ايشان كافى است، و خدا لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است. [ حالِ شما منافقان ] چون كسانى است كه پيش از شما بودند . آنان از شما نيرومندتر و داراى اموال و فرزندان بيشتر بودند، پس، از نصيب خويش [ در دنيا ]برخوردار شدند . و شما [ هم ] از نصيب خود برخوردار شديد ، همان گونه كه آنان كه پيش از شما بودند ، از نصيب خويش برخوردار شدند، و شما [ در باطل ] فرو رفتيد ، همان گونه كه آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنيا و آخرت به هَدَر رفت و آنان همان زيانكاران اند» .
«پس همان گونه كه پيامبرانِ نستوه، صبر كردند، صبر كن و براى آنان شتاب زدگى به خرج مده. روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند ، بنگرند، گويى آنان جز ساعتى از روز را [ در دنيا ]نمانده اند . [ اين ]ابلاغى است. پس آيا جز مردم نافرمان ، هلاكت خواهند يافت؟» .
«و آنان را به دوازده عشيره كه هر يك امّتى بودند ، تقسيم كرديم، و به موسى - وقتى قومش از او آب خواستند- وحى كرديم كه با عصايت بر آن تخته سنگ بزن. پس، از آن، دوازده چشمه جوشيد. هر گروهى آبشخور خود را بشناخت؛ و ابر را بر فراز آنان سايبان كرديم و گزاَنگبين و بلدرچين بر ايشان فرو فرستاديم. از چيزهاى پاكيزه اى كه روزى تان كرده ايم ، بخوريد. و بر ما ستم نكردند ؛ ليكن بر خودشان ستم مى كردند. و [ ياد كن ] هنگامى را كه بديشان گفته شد: در اين شهر ، سكونت گزينيد و از آن - هر جا كه خواستيد- بخوريد، و بگوييد: «[ خداوندا! ] گناهان ما را فرو ريز» و سجده كنان از دروازه [ شهر ] در آييد، تا گناهان شما را بر شما ببخشاييم[ ، كه ] به زودى بر [ اجر ]نيكوكاران مى افزاييم. پس، كسانى از آنان كه ستم كردند، سخنى را كه به ايشان گفته شده بود ، به سخنى ديگر تبديل كردند. پس به سزاى آن كه ستم مى ورزيدند، عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستاديم. و از اهالى آن شهرى كه كنار دريا بود، از ايشان جويا شو ، آن گاه كه به [ حكمِ ]روز شنبه تجاوز مى كردند؛ آن گاه كه روز شنبه آنان، ماهى هايشان روى آب مى آمدند و روزهاى غير شنبه به سوى آنان نمى آمدند. اين گونه ما آنان را به سبب آن كه نافرمانى مى كردند، مى آزموديم. و آن گاه كه گروهى از ايشان گفتند: براى چه قومى را كه خدا هلاك كننده ايشان است، يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد، پند مى دهيد؟ گفتند: تا معذرتى پيش پروردگارتان باشد، و شايد كه آنان پرهيزگارى كنند. پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكّر داده شده بودند، از ياد بردند، كسانى را كه از [ كار ] بد باز مى داشتند ، نجات داديم و كسانى را كه ستم كردند، به سزاى آن كه نافرمانى مى كردند، به عذابى شديد گرفتار كرديم» .