حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
حديث
١٠٢٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردم در پنج مرتبه جاى دارند : يكى آن است كه مى پندارد روزى از كسب فراهم مى آيد نه از جانب خدا ، كه او كافر است ؛ ديگرى آن كه گمان دارد روزى ، هم از كسب است و هم از جانب خدا ، كه وى مشرك است ؛ و ديگر آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است ، امّا نمى داند كه خداوند روزى اش را عطا مى كند يا نه ، و او منافقى شك پيشه است ؛ و ديگرى آن كه مى داند روزى از جانب خداست و كسبْ وسيله است ، امّا حقّ اين اعتقاد را به جاى نمى آورد و براى كسب ، خداى را نافرمانى مى كند ، و او فاسق است ؛ و ديگر آن كس است كه مى داند روزى از جانب خداوند است و كسبْ وسيله است و حقّ اين اعتقاد را نيز به جاى مى آورد و براى كسب ، خداى را نافرمانى نمى كند ، و او مؤمنى است كه راه هاى كسب درآمدش را پاك ساخته است .
١٠٢٩٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ كس نيست جز آن كه او را درى است در آسمان كه روزى وى از آن نازل مى شود و عملش از آن ، فراز مى رود . پس هر گاه خداوند اراده فرمايد كه وى را روزى دهد ، آن در را مى گشايد و روزى اش را فرو مى فرستد ؛ و چون آن در فرو بسته شود ، هيچ كس نمى تواند آن را بگشايد ، مگر آن گاه كه خدا بخواهد و بگشايد . [١]
١٠٣٠٠.سنن ابن ماجة ـ به نقل از حبّه و سواء ، پسران خالد ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله درآمديم كه مشغول كارى بود . وى را در انجام دادن آن كار ، يارى داديم . فرمود : «مادام كه سرهاى شما در اهتزاز است (تا آن گاه كه زنده ايد) ، از روزى نااميد نشويد ، كه آدمى آن گاه كه مادرش او را مى زايد ، سرخ است و بر وى پوستى نيست ، آن گاه خداوند ، روزى اش مى دهد» .
١٠٣٠١.نوادر الاُصول ـ به نقل از زيد بن اسلم ـ: شمارى از اشعرى ها ، از جمله ابوموسى و ابو مالك و ابو عامر ، چون هجرت گُزيدند ، با كشتى روى به سوى پيامبر خدا نهادند . چون توشه شان تمام شد ، كسى از خود نزد پيامبر صلى الله عليه و آله روانه كردند تا از وى يارى بخواهد . آن گاه كه او به آستانه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، شنيد كه ايشان اين آيه را مى خواند : « «و هيچ جنبنده اى در زمين نيست ، مگر [اين كه ]روزىِ او بر عهده خداست ، و [او] قرارگاه آن و جايگاه به فرجام رسيدن آن را مى داند . همه[ى اينها] در كتابى روشن [ثبت ]است» » . آن مرد گفت : نزد خداوند ، اشعرى ها فرومايه ترين جنبندگان نيستند! پس باز گشت ، بى آن كه نزد پيامبر خدا برود . سپس به يارانش گفت: شما را مژده باد كه يارى تان رسيد! ايشان جز اين گمان نكردند كه وى با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن گفته و ايشان به او وعده داده است . در همين حال بودند كه دو مرد نزد ايشان آمدند و كاسه اى چوبى در ميان داشتند كه لبريز از نان و گوشت بود . پس هر چه خواستند ، از آن خوردند . آن گاه ، به يكديگر گفتند : خوب است اين غذا را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله باز گردانيم تا از آن نيازش را بر آورَد . پس به آن دو مرد گفتند : اين خوراك را نزد پيامبر ببريد كه ما نياز خود را برآورديم . سپس ايشان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، گفتند : اى پيامبر خدا! تاكنون خوراكى فراوان تر و نيكوتر از آنچه فرستادى ، نخورده بوديم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «من چيزى نزد شما نفرستادم» . ايشان به وى گفتند كه رفيق خود را نزدش فرستاده اند . پيامبر صلى الله عليه و آله حال را از او باز پرسيد . وى بازگفت كه چه كرده و به آنان ، چه گفته است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اين ، چيزى است كه خداوند سبحان روزى تان فرمود» .
[١] . در اين روايت ، تعابير كنايى و رمزى به كار رفته است و هدف از آن ، بيان نكات معقول در چارچوب امور محسوس است. مسلّم است كه همه كارها و شئون اين جهان ، از جمله روزى انسان ، به مشيّت خداوند صورت مى پذيرد ؛ امّا بايد دانست كه مشيّت خدا چنان است كه وسيله ها و راه كارهاى ظاهرى ، در روزى انسان ، مؤثّر باشند. از آن جا كه خواست هاى فطرى و استعدادهاى نهفته در وجود هر كس به تبعِ سنّت هاى خداوند در جهان طبيعت متفاوت است ، بعيد نيست كه مراد از تعبير «درِ روزى» كه در اين روايت آمده ، گوناگونىِ راه هاى ظاهرى روزى يافتن افراد باشد.