حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣١
٢ / ٧
خربزه
١٠٧٩٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد خربزه؛ [١] چرا كه در آن ، ده ويژگى است : خوراك است ؛ نوشيدنى است ؛ شست و شو دهنده است ؛ [٢] خوش بوكننده است ؛ مثانه را مى شويد ؛ شكم را مى شويد ؛ آب كمر را فراوان مى سازد ؛ نيروى هم بسترى را مى افزايد ؛ سردىِ مزاج را از ميان بر مى دارد ؛ و پوست را تميز مى كند .
١٠٨٠٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نياز خود به ميوه را با خربزه بر آوريد ؛ چرا كه ميوه بهشت است . در آن ، هزار بركت و هزار رحمت است و خوردنش شفاى هر درد است .
١٠٨٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نياز خود به ميوه را با خربزه بر آوريد ؛ چرا كه آب آن ، رحمت است و شيرينىِ آن ، از شيرينى بهشت است .
١٠٨٠٢.طبّ النبىّ صلى الله عليه و آله : به پيامبر صلى الله عليه و آله خربزه اى از طائف ، هديه دادند . آن را بوييد و بوسيد و سپس فرمود : «خربزه را دندان بزنيد ؛ چرا كه از زيورهاى زمين است . آبش از رحمت خداوند و شيرينى اش از بهشت است» .
١٠٨٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ زن باردارى نيست كه خربزه بخورد ، مگر اين كه نوزادش خوش چهره و خوش خوى خواهد شد .
١٠٨٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خربزه پيش از غذا ، شكم را كاملاً مى شويد و بيمارى را از ريشه مى كَند .
١٠٨٠٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خربزه را دندان بزن و آن را قطعه قطعه مخور ؛ چرا كه ميوه اى است خجسته ، خوش ، مايه پاكى دهان و تقدّس بخش دل . دندان ها را سفيد مى كند و خداى را خرسند مى سازد . بويش از عنبر و آبش از كوثر و گوشتش از پرديس است . لذّت آن از بهشت ، و خوردن آن ، عبادت است .
[١] در متن عربى ، واژه «البِطّيخ» آمده است. در فرهنگ هاى واژگان عربى ، اين واژه را گاه به هندوانه و گاه به خربزه ترجمه كرده اند. بر اساس برداشت مترجم ، اين واژه در متون قديمى ، ناظر به «گونه» هندوانه و خربزه بوده است ؛ امّا به نظر مؤلّف ، با عنايت به فوايدى كه در احاديث براى آن ذكر شده ، مقصود ، خربزه است ، چنان كه در لغت نامه دهخدا نيز «بطّيخ» (بدون قيد) ، به معناى خربزه آمده است . از اين رو، در همه موارد ، ترجمه اين واژه، مطابق با نظر مؤلّف آورده شد . م .[٢] در متن حديث ، «اُشنان» آمده و آن ، نام گياهى است كه در شست و شو به عنوان مادّه كمكى ، از آن استفاده مى شده است. اين واژه ، اساساً پارسى است كه به زبان عربى رفته و شكل و تلفّظ پيشين خود را نيز حفظ كرده است. م.