حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥
ه ـ نهى از شباهت جستن به بيگانه در شيوه مصرف
١٠٢٩٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ظواهر افراد با هم يكسان نمى شود ، مگر آن گاه كه خُلق و خويشان با يكديگر برابر گردد ؛ و هر كس به گروهى شباهت جويد ، در شمار آنان محسوب مى شود .
و ـ كوتاهى نابه جا در مصرف
١٠٢٩١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از پوشيدن جامه راهبان بپرهيزيد! هر آينه هر كس رهبانيت پيشه كند يا خود را به راهبان شبيه سازد ، از من نيست ؛ و هر كه [خوردنِ] گوشت را ترك گويد و آن را بر خويش حرام سازد ، از من نيست ؛ و هر كس از روى كراهت ، [همخوابگى با ]زنان را ترك كند ، از من نيست .
١٠٢٩٢.عوالى اللآلى : در حديثى آمده است : پيامبر صلى الله عليه و آله در جمع مردم نشست و روز قيامت را برايشان وصف فرمود ؛ ولى بر بيم دادنِ ايشان نيفزود . آنان را دلْ نازكى افتاد و گريستند . سپس ده تن از اصحاب در خانه عثمان بن مَظعون گِرد آمدند و قرار گذاشتند كه روز را روزه بگيرند و شب را [به عبادت] بايستند ، به زنانْ نزديك نشوند و عطر زدن را ترك گويند ، خرقه پشمينه بر تن كنند و دنيا را وا گذارند ، در زمين به سياحت بپردازند و رهبانيت پيش گيرند و نَرينِگان را اَخته كنند . اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . پس به خانه عثمان آمد ؛ ولى او را نيافت . به همسرش فرمود: «آيا آنچه به من خبر رسيده ، درست است؟» . او هم نمى خواست كه خبر پيامبر صلى الله عليه و آله را ناراست شمارَد و هم كراهت داشت كه به زيان همسرش سخنى بگويد . گفت: اى پيامبر خدا! اگر عثمان به شما خبرى داده ، راست گفته است . پيامبر صلى الله عليه و آله باز گشت . عثمان كه به خانه آمد ، همسرش ماجرا را برايش بيان كرد . پس او و يارانش نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند . پيامبر خدا به ايشان فرمود : «آيا قرارى نهاده ايد و من باخبر نشده ام؟» . گفتند: ما جز خير نمى خواستيم . فرمود: «من [با اين كه پيامبرم ،] به اين شيوه امر نشده ام!» . سپس فرمود: «هر آينه وجودِ شما را بر شما حقّى است . پس روزه بگيريد و روزه بگشاييد ، [به عبادت] بايستيد و [در هنگام لزوم] بخوابيد ، كه من ، خود ، روزه مى گيرم و روزه مى گشايم ، و [به عبادت ]مى ايستم و [به هنگام خواب ]مى خوابم ، و گوشت و چربى مى خورم ، و با زنان در مى آميزم . پس هر كه از سنّت من روى بگردانَد ، از من نيست» . سپس مردم گِرد آمدند و پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايشان خطبه خواند و فرمود : «چه شده است گروهى را كه زنان و عطر و خواب و خواستنى هاى دنيا را حرام شمردند؟ و امّا من ، به شما فرمان نمى دهم كه كشيش و راهب شويد . در دين من ، مقرّر نشده كه گوشت و زنان را رها كنيد و به صومعه ها بخزيد . دوره گردىِ (درويشىِ) امّت من ، در روزه ، و رهبانيّتش ، در جهاد است . خدا را عبادت كنيد و به او هيچ شرك نورزيد ، حج و عمره بگزاريد ، نماز بر پا كنيد ، زكات بدهيد ، روزه ماه رمضان را به جاى آوريد و به راه راست برويد تا شما را بر راه راست ، نگه دارد . جز اين نيست كه كسانى پيش از شما بر خود سخت گرفتند و از اين رو ، هلاك شدند . ايشان بر خود سخت گرفتند و خداوند هم بر آنان سخت گرفت ؛ و اينان (راهبان و كشيشان) باقى مانده همانان اند در دِيرها و صومعه ها» .