حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥
١١٠٤١.سنن الترمذى ـ به نقل از يزيد بن هرمز ـ: نَجده حَرورى [١] به ابن عبّاس نوشت و از او پرسيد: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله زنان را به نبردها مى بُرد؟ و آيا براى آنان ، سهمى مقرّر مى داشت؟ ابن عبّاس ، در پاسخ او چنين نوشت: به من نامه نوشته اى و از من پرسيده اى كه: آيا پيامبر خدا ، زنان را به پيكار مى بُرد؟ [ آرى!] او زنان را به پيكار مى برد و آنان ، بيماران را درمان مى كردند و از غنيمت نيز بهره اى داده مى شدند.
١١٠٤٢.صحيح مسلم ـ به نقل از اُمّ عطيّه انصارى ـ: همراه پيامبر خدا ، در هفت جنگ ، حضور يافتم. من در خيمه گاه آنان مى ماندم و برايشان غذا آماده مى كردم ، مجروحان را درمان مى نمودم و بيماران را پرستارى مى كردم .
١١٠٤٣.مسند ابن حنبل ـ به نقل از اُميّه دختر ابو صلت ، از يكى از زنان: همراه با شمارى از زنان بنى غِفار ، به حضور پيامبر خدا رسيدم . به ايشان گفتيم : اى پيامبر خدا! ما مى خواهيم در اين پيكارى كه آهنگ آن كرده اى ـ و در آن زمان ، پيامبر صلى الله عليه و آله آهنگ خيبر داشت ـ ، با تو روانه شويم و آن جا مجروحان را درمان كنيم و به مسلمانان ، با آنچه در توانمان هست ، يارى رسانيم . فرمود : «در سايه بركت خداوند!» . پس، ما با ايشان ، روانه شديم... . چون پيامبر خدا ، خيبر را گشود ، از غنايم ، قدرى نيز به ما بخشيد . او اين گردنبند را كه اكنون در گردن دارم ، [از ميان غنايم] برداشت و به من داد و به دست خويش ، بر گردنم آويخت. به خدا سوگند ، هرگز اين گردنبند از من جدا نخواهد شد .
[١] مقصود از «حرورى» ، خارجى يا منسوب به خوارج است. در متون قديم ، از خوارج با واژه حروريه (يعنى : گردآمدگان در حَروراء) نيز ياد شده است. نجده نيز همان كسى است كه يكى از گروه هاى عمده خوارج را به او نسبت داده اند. م.