حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١
١٠٢٥٧.امام باقر عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله با سپاهى بيرون رفت و نيم روز، به نزديك يَنبُع رسيد. گرماى شديد ظهر ، ايشان را مى آزرد. پس به درخت مُغيلانى رسيدند و سلاح هاى خود را به آن آويختند. خداوند[در اين جنگ ،] فتح و پيروزى نصيب آنان فرمود و پيامبر صلى الله عليه و آله محلّ آن درخت را سهم على عليه السلام [از غنايم] قرار داد. على عليه السلام بعدا مقدار ديگرى از آن زمين را خريد و به سهم خود افزود و به غلامانش دستور داد براى آن اراضى، چاه آبى حفر كردند و آب ، مانند [خونِ ]گردن شتر، فوران كرد. يك نفر به طرف على عليه السلام دويد و اين خبر را به وى مژده داد. على عليه السلام آن را صدقه قرار داد و چنين نوشت: «اين، صدقه اى است براى خداوند متعال به خاطر روزى كه در آن، عدّه اى روسپيد و عدّه اى روسياه مى شوند، تا خداوند به واسطه آن [صدقه]، چهره مرا از آتش ، دور گردانَد . صدقه اى است قطعى و مسلّم در راه خداوند متعال براى خويش و بيگانه، در زمان صلح و جنگ و براى يتيمان و مستمندان و آزادىِ بردگان».
١٠٢٥٨.امام صادق عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله غنايم را تقسيم كرد و يك قطعه زمين به على عليه السلام رسيد. [در ساليان بعد ]على عليه السلام دستور داد در آن زمين، چشمه اى حفر كنند. چشمه به آب رسيد و مانند [خونِ ]گردن شتر، آب از آن به آسمان فوران كرد. لذا وى آن را «عين يَنْبُع (چشمه جوشان)» ناميد. وقتى كسى آمد تا به على عليه السلام مژده آن را دهد، فرمود: «وارث را بشارت ده! اين، صدقه اى است قطعى و مسلّم براى حاجيان خانه خدا و مسافران راه آن؛ نه فروختنى است، نه بخشيدنى و نه ارث بردنى . پس هر كه آن را بفروشد يا ببخشد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم همه، بر او باد و خداوند از او هيچ توبه و فديه اى نپذيرد».