دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩
٤٧.مسند ابن حنبل ـ به نقل از صفوان ، از ابو المُخارق زُهَير بن سالم ـ :عُمَير بن سعد انصارى ـ كه عُمَر ، او را حاكم حِمص قرار داده بود ـ گفت : عمر به كعب گفت : در باره چيزى از تو مى پرسم . آن را از من ، پوشيده مدار . كعب گفت : به خدا سوگند ، چيزى را كه بدانم ، از تو پوشيده نمى دارم . عمر گفت : خوفناك ترين چيزى كه از آن بر امّت محمّد صلى الله عليه و آله مى ترسى ، چيست؟ كعب گفت : پيشوايانِ گم راه كننده . عمر گفت : راست گفتى . اين را پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، محرمانه به من گفت و از آن ، آگاهم ساخت .
٤٨.امام على عليه السلام : نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم و ايشان ، خوابيده و سرش در دامان من بود . سخن از دجّال به ميان آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه چهره اش سرخ شده بود از خواب بيدار شد و فرمود : «من از غير دجّال ، بيشتر بر شما مى ترسم تا از دجّال : از پيشوايان گم راه كننده ، و ريختن خون هاى اهل بيتم پس از من . من با هر كه با ايشان بجنگد ، در جنگم و با هر كه با ايشان آشتى باشد ، آشتى ام» .