دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٣
٢٥٠.امام على عليه السلام ـ از نامه اش به رفاعه ـ :امانتدار باش و به پيمان و بيعتت ، وفادار .
٢٥١.امام على عليه السلام ـ از نامه ايشان به يكى از كارگزارانش ـ :امّا بعد ، در باره تو گزارشى به من رسيده است كه اگر به راستى چنان كرده باشى ، بى گمان ، پروردگارت را ناخشنود ساخته اى و از پيشوايت ، نافرمانى كرده اى و امانتت را خوار داشته اى . به من گزارش شده است كه تو زمين را پوست كَنْده اى[١] و آنچه را زير پاهاى توست ، برداشته اى و آنچه را در اختيار توست ، خورده اى . اكنون ، حساب [دخل و خرج] خود را براى من بفرست ، و بدان كه حسابرسىِ خدا ، سخت تر از حسابرسىِ مردم است . تمام .
٢٥٢.امام على عليه السلام ـ در فرمانش به مالك اشتر ـ :ديگر آن كه در كار دبيرانت بينديش و بهترينِ آنان را بر كارهايت بگمار ... آنان را از كردارى كه در روزگار كارگزارى براى حكمرانانِ شايسته پيش از تو داشته اند ، بيازماى [و به پيشينه كارى آنها نگاه كن] ، و كسى را كه در ميان توده مردم ، خوش نام تر و به امانتدارى ، شُهره تر است ، برگزين ؛ چرا كه اين كار ، دليل بر خلوص تو با خدا و با كسى (يعنى امام) است كه از طرف او به حكومت گماشته شده اى .
٢٥٣.امام على عليه السلام ـ از فرمان ايشان به يكى از كارگزارانش كه براى جمع آورى زكات فرستاده بود ـ :و به او دستور مى دهد كه در ظاهر ، از به كار بستن فرمان خدا دَم نزند و در نهان ، خلاف آن عمل كند . كسى كه نهانش با آشكارش ، و كردارش با گفتارش ناهمساز نباشد ، هر آينه ، امانت را گزارده و در عبادت [خدا] اخلاص ورزيده است .
٢٥٤.امام على عليه السلام : فرمان روا ، امين خدا در زمين ، و بر پا دارنده عدل و داد در شهرها و در ميان بندگان است ، و [او و عواملش] بازدارندگانِ خدا [از تجاوز به حقوق يكديگر ]در زمين هستند .
[١] حاصل زراعات را براى خود برده اى و چيزى به مردمان نداده اى .