دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٧
٣ / ٤
هوشيارىِ كامل در برابر دشمن
٧٤.امام على عليه السلام : آن كه به خواب رود ، [ دشمنِ او] به خواب نرود .
٧٥.امام على عليه السلام : از دشمنت ، به سختى برحذر باش .
٧٦.امام على عليه السلام : از هيچ دشمنى ايمن مباش ، گرچه سپاس گويد .
٧٧.امام على عليه السلام : بدترينِ دشمنان، آن است كه ژرف نگرتر و پنهانكارى اش نسبت به نيرنگ ، زيادتر باشد .
٧٨.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ :از دشمن پنهانكارْ بيشتر برحذر باش تا دشمنِ به ميدان آمده .
٧٩.امام على عليه السلام : سست ترينِ دشمنان از جهت حيله و نيرنگ ، آن است كه دشمنى اش را آشكار سازد .
٨٠.امام على عليه السلام : آن كه دشمنى اش را آشكار كند ، حيله اش اندك باشد .
٨١.امام على عليه السلام : هرگز فريب ظاهرسازى دشمن را مخور ؛ چرا كه دشمن ، چون آب است كه گرچه گرم كردن آن با آتش به درازا كشد ، ليك از خاموش كردن آن سرْ باز نزند .[١]
[١] . امام باقر عليه السلام مى فرمايد : هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام بر منطقه نهروان فرود آمد ، از جميل بن بصيهرى ، منشى انوشيروان ، پرس و جو كرد . گفته شد : هنوز زنده است و روزى مى خورد. فرمود تا او را احضار كنند. وقتى حضور يافت ، [ على عليه السلام ] ، حواس او را جز چشمانش سالم يافت ، و ذهنش را پاك و ذوقش را كامل يافت. پرسيد : «اى جميل! آدمى چگونه بايد باشد؟». گفت : بايد دوستانش كم و دشمنانش بسيار باشد! فرمود : «نكته اى شگفت بر زبان راندى ، اى جميل! چرا كه مردمان ، اتّفاق دارند كه بسيارىِ دوستان ، بهتر است». گفت : چنان نيست كه آنان گمان مى كنند ؛ چرا كه دوستان ، هنگامى كه براى كارى وا داشته شوند ، آن گونه كه بايسته و شايسته است، اقدام نمى كنند ، چنان كه در مَثَل معروف هست : «كشتى ، از فزونىِ ملوانان غرق شد». امير مؤمنان عليه السلام فرمود : «اين مطلب را آزموده ام و درست است ؛ امّا دشمنِ بسيار ، چه سودى دارد؟». گفت : دشمنان ، هرگاه بسيار شوند ، آدمى هميشه پرهيز كند و مراقب باشد كه سخنى كه بدان گرفتار آيد ، بر زبان نرانَد ، يا به لغزشى مبادرت نورزد كه بر آن ، توبيخ گردد. پس همواره با اين حالت از خطاها و لغزش ها در امان باشد. امير مؤمنان عليه السلام ، اين مطلب را نيكو شمرد (الدعوات : ص ٢٩٧ ح ٦٥ ، بحار الأنوار : ج ٣٤ ص ٣٤٥) .