دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٥
٦٨.امام على عليه السلام : خوددارى از آزار [ ديگران] ، دل هاى دشمنان را به صلح مى كشانَد .
٦٩.امام على عليه السلام : با دشمنت مصافحه كن (دستِ دوستى بده) ، گرچه ناخوش دارد ؛ چرا كه آن ، از چيزهايى است كه خداوند عز و جل بندگانش را بدان فرمان داده است ، [ آن جا كه ]مى فرمايد : «بدى را به آنچه بهتر است ، دفع كن . آن گاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است ، گويى دوستى يك دل مى گردد ؛ و اين [ خصلت ]را جز كسانى كه شكيبا بوده اند ، نمى يابند ، و آن را جز صاحب بهره اى بزرگ ، نخواهد يافت» .
٧٠.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ :اگر دشمنت تظاهر به دوستى و يك رنگى با تو كرد ، آن را با دوستىِ گرم بپذير ؛ چرا كه اگر اين را ادامه دهد و بدان خو گيرد ، دوستى اش خالص مى گردد .
٣ / ٣
سازش به همراه زيركى
٧١.امام على عليه السلام : سازش را تا زمانى كه در آن ضعفى براى اسلام نباشد ، سودمندتر از نبرد يافتم .
٧٢.امام على عليه السلام : از برترين خيرخواهى ها ، راه نمايى به صلح و سازش است .
٧٣.امام على عليه السلام ـ در سفارش نامه اش به مالك اشتر ـ :هرگز صلحى را كه دشمنت تو را بدان فرا مى خوانَد وخشنودى خداوند در آن است ، كنار مَزن ؛ چرا كه در صلح ، آسايش سپاهيان تو و آسودگى ات از غصّه ها و امنيت شهرهاى [سرزمين] توست . ليكن زنهار ، زنهار از دشمن خود ، پس از آشتى ؛ كه بسا دشمن ، نزديك شود تا غفلتى يابد! پس دورانديش باش و خوش گمانى را در اين امور ، متّهم ساز .