دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧
٢ . عرصه فرهنگى . پس از مسئولان سياسى ، بار امانتِ علما و رهبران فرهنگى جامعه ، از ديگران سنگين تر است . دانش و معرفت ، امانت الهى اى است كه مسئولان فرهنگى ، هم خود بايد بدان عمل كنند ، و هم زمينه را براى عمل كردن ديگران ، فراهم سازند . امّا برخى از معارف ، امانت هايى هستند كه جزء اسرار الهى محسوب مى شوند و انتقال آنها به افراد فاقد ظرفيت ، خيانت و خطرناك است . [١] ٣ . عرصه اقتصاد . واضح ترين عرصه امانت نزد عموم مردم ، عرصه هاى اقتصادى است . نكته قابل توجّه در امانتدارى اقتصادى از نگاه اسلام ، اين است كه شخص مسلمان ، نه تنها حق ندارد به حقوق ديگران تجاوز كند ، بلكه اموال شخصى خودش نيز امانتى نزد اوست و نمى تواند آن را در هر راهى كه مى خواهد ، مصرف كند . لذا اسرافكارى در مال خود نيز خيانت محسوب مى گردد . [٢] ٤ . عرصه اخلاقى . گستره امانتدارى در عرصه اخلاقى ، بسيار وسيع است . در واقع ، اتّصاف به انواع صفات نيكو و اجتناب از همه صفات ناشايست ، امانتدارى وجدان اخلاقى است كه خداوند متعال به انسان ارزانى داشته است . از اين رو ، در روايات اسلامى ، امورى مانند : صداقت ، وَرَع ، عفّت ، وفا ، همكارى براى اقامه حق ، پاداشِ نيكى با نيكى ، و حفظ اسرار مردم ، از مصاديق امانتدارى شمرده شده است . ٥ . عرصه عملى . در اسلام ، هر كارى كه به انسان سپرده شود ، امانت محسوب
[١] . ر . ك : ص ٤٠٩ (امانت / فصل چهارم / امانت هاى فرهنگى) و ص ٤٧٧ (فصل ششم / كسى كه شايسته اعتماد و امانت سپارى نيست / خيانتكار) [٢] ر. ك : ص ٤١١ (امانت / فصل چهارم / امانت هاى اقتصادى) و ص ٤٧٧ (فصل ششم / كسى كه شايسته اعتماد و امانت سپارى نيست / خيانتكار)