دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١
اختيارى [١] شريك اند ، به كار رفته است ؛ ليكن آيات و احاديثى كه در اين بخش خواهند آمد ، در باره معناى اوّل و دوم امّت [٢] اند . اكنون پيش از ذكر متن آيات و احاديثى كه موضوع آنها امّت يا امّت اسلامى است ، به دسته بندى و ارزيابى اجمالىِ آنها مى پردازيم .
يك . نگاهى كلّى به تاريخ امّت ها
جامعه بشرى ، در آغاز پيدايش ، امّت واحده بوده است ، بدين معنا كه مردم در جوامع اوّليه ، گرايش هايى يكسان داشته اند و اختلافى ميان آنها وجود نداشته است ؛ بلكه يگانگى و وحدت ، بر آنان حكومت مى كرده است . پايين بودن سطح فكرى انسان هاى اوّليه ، ايجاب مى كرد كه نتوانند از ره نمودهاى انبياى الهى و رهبرىِ دينى ، بهره لازم را ببرند . از اين رو ، آنان تنها به بخشى از وظايف انسانىِ خود ـ كه فطرت الهىِ آنان ايجاب مى كرد ـ عمل مى كردند . گم راه نبودند ؛ امّا در جهت رشد و تعالى نيز حركت نمى كردند و به تعبير احاديث : كانُوا قَبلَ نُوحٍ عليه السلام أُمّةً واحِدَةً عَلى فِطرَةِ اللّهِ لا مُهتَدينَ وَلا ضُلّالاً . [٣] پيش از نوح عليه السلام ، قومى بودند كه بر فطرت خداوندى يك صدا بودند ؛ نه ره يافته بودند و نه گم راه . فطرت الهى انسان ها و ره نمود انبيا و پيشوايان دينى از يك سو ، و تمايلات
[١] . آل عمران : آيه ١٠٤ : «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ ؛ و بايد از ميان شما گروهى باشند كه به سوى خير فرا خوانند» . [٢] . گفتنى است كه آيات و روايات اين بخش ، عمدتا در باره امّت اسلامى است ؛ ليكن معيارهايى كه براى ارزشيابى، پيشرفت و انحطاط اين امّت ذكر شده ، قابل تعميم به همه امّت هاست . [٣] . ر . ك : ص ٢٠ ح ١ .